مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹
مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ به همراه فیلم زاغه نشین با زیر‌نویس فارسی
۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا
مجموعه فوق‌العاده زیبا از ۱۰۰۰ جایی که قبل از مرگ باید دید!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1388

رهبران جامعه بهائى ایران در سالگرد زندانى شدن شان ممکن است با اتهامات تازه اى مواجه شوند

 رهبران جامعه بهائى ایران در سالگرد زندانى شدن شان ممکن است  با اتهامات تازه اى مواجه شوند

نیویورک

سرویس خبرى جامعۀ جهانى بهائى

 ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۱۲ مه ۲۰۰۹)

روز پنجشنبه سالگرد زندانى شدن هفت نفر رهبران جامعۀ بهائیان ایران در تهران  است. این گروه که به مدت یک سال بدون اتهام رسمى و محروم از حق ملاقات با وکیل شان، شیرین عبادى، در زندان بوده اند اینک در معرض اتهامات سنگین و تازه اى نیز قرار گرفته اند.

بانى دوگال ، نماینده ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد، گفت: "علیرغم بى گناهى آشکار این گروه و درخواست هاى متعددى که براى آزادى فورى آنها شده؛ این هفت مرد و زن در یک سال گذشته، بر خلاف تمام موازین بین المللى حقوق بشر،در یک برزخ حقوقى نگه داشته شده اند."

خانم دوگال افزود: " علاوه بر آن اخیراً با خانواده هاى آنها از امکان متهم شدن این افراد به عنوان ’مفسد فى الارض‘ صحبت شده که بر اساس قوانین جزائى جمهورى اسلامى ایران مى تواند مجازات اعدام داشته باشد."

"سیر وقایعى که در اطراف این بازداشت ها رخ داده نمونه وقیحانه اى از بازیچه کردن عدالت است. حتى اگر در نظر نگیریم که این افراد در معرض بازجوئى هاى طولانى بوده اند، هفت ماه تمام طول کشیده تا اولین اشاره ها به دلیل بازداشت آنها مطرح شود."

"در ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ (۱۷ فوریه ۲۰۰۹) خبرگزارى دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از حسن حداد، معاون دادستان تهران، گزارش داد که بررسى پرونده هاى این افراد تکمیل شده و "پرونده آنها هفته آینده به دادگاه انقلاب ارسال مى شود" و افزود که این بهائیان به "جاسوسى براى اسرائیل، توهین به مقدسات اسلامى، و تبلیغ بر علیه جمهورى اسلامى" متهم شده اند. اعتراض هاى گسترده و سریع بین المللى از جانب دولت ها و نهادهاى مدنى مقامات ایران موجب آن شد که در برخوردشان تجدید نظر کنند."

" اما اکنون، سه ماه پس از آن که ظاهرا تحقیقات در مورد این افراد تکمیل شده بود، اتهام کذب دیگرى بر علیه آنها عنوان شده است. اتهام "مفسد فى الارض" همان اتهامى است که بر علیه بهائیانى که در سال هاى نخستین بعد از انقلاب اسلامى اعدام شدند، عنوان شده بود. این که دوباره این اتهام مطرح شده نشان مى دهد که مقامات ایرانى، به جز آزار مذهبى آشکار بهائیان، هیچ مبنائى براى اتهاماتى که به این هفت نفر وارد کرده اند ندارند. این اقدام بر علیه رهبران جامعه بهائى نشان دهنده افزایش شدید آزارهاى حکومتى بر علیه جامعه بیش از سیصد هزارنفرۀ بهائیان ایران است."

خانم دوگال گفت: "رسیدن سالروز بازداشت این افراد فرصت مهمى فراهم مى کند و ما از جامعۀ جهانى مى خواهیم که یک بار دیگر به قوى ترین  شکل ممکن خواستار آزادى فورى این جمع، و یا حداقل، انجام محاکمه عادلانه و علنى آنها بر اساس ضوابط قضائى بین المللى بشود."

خانم دوگال اشاره کرد که رئیس جمهور ایران، محمود احمدى نژاد، بارها، و از جمله در سخنرانى ماه گذشته اش در کنفرانس بازنگرى دستاوردهاى دوربان در ژنو، بر اهمیت "عدالت و کرامت انسانى" و " برپائی نظام عادلانه جهانى" تأکید کرده است."

وى افزود: "چگونه ممکن است خواست رهبران ایران براى تأمین عدالت در فضاى بین المللى را جدى گرفت اگر خودشان چنین عدالتى را براى شهروندان خودشان تأمین نکرده باشند.؟ در ایران، بنا به همه گزارش ها، مصوبات بین المللى حقوق بشر، نه تنها در مورد بهائیان بلکه در مورد زنان، روزنامه نگاران و هرکس که در جستجوى عدالت و حرمت انسانى باشد، به طور روزمره نادیده گرفته مى شود."

هفت زندانى بهائى عبارت اند از خانم فریبا کمال آبادى، آقاى جمال الدین خانجانى، آقاى عفیف نعیمى، آقاى سعید رضائى، خانم مهوش ثابت، آقاى بهروز توکلى، و آقاى وحید تیزفهم. همه این افراد به جز یک نفر در روز ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ( ۱۴ مه ۲۰۰۸) در خانه هایشان در تهران دستگیر شدند. خانم مهوش ثابت روز ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ (۵ مارس ۲۰۰۸) در مشهد دستگیر شده بود.

http://www.negah30.info/index.php?option=com_content&task=view&id=1059&Itemid=21

پنجشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1388

آخرین خبرها از ایران

شیراز: آخرین گزارش از بازداشت آقاى کیوان کرمى

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

پیرو گزارشهای قبلی، در مورد بازداشت آقاى کیوان کرمى، به خانواده ایشان اطلاع داده شد که اتهام همکارى با یکى از دوستانش در چاپ آیاتى از قرآن تنها یکى از اتهامات آقاى کرمى است. همچنین اطلاع یافتیم که آقاى کرمى در همان سلولى زندانى است که آقاى فرهام معصومى، بازداشت شده در ۱۸ مارس، و آقاى افشین احسنیان، بازداشت شده در ۹ آوریل ۲۰۰۹، نگهدارى مى شوند. آقاى کرمى از زمان بازداشت در فوریه ۲۰۰۹ فقط یک بار به مدت پنج دقیقه اجازه ملاقات از پشت شیشه با خانواده اش را پیدا کرده است.

سمنان: تخریب خودروى آقاى یحیى هدایتیان

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

روز ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۳ آوریل ۲۰۰۹) شیشۀ جلوى خودروى آقاى یحیى هدایتى در سمنان شکسته شد. بنا به یادداشتى که در داخل ماشین گذاشته شده این عمل به خاطر بهائى بودن وى صورت گرفته است. آقاى هدایتى بلافاصله این حادثه را به مأموران انتظامى اطلاع داده اما هنوز اقدامى در این مورد صورت نگرفته است. به آقاى هدایتى گفته شده که ”بعداً“ به این مسأله رسیدگى خواهد شد.

شیراز: آزادى خانم هاله هوشمندى و آقاى افشین احسنیان با سپردن وثیقه

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

به دنبال گزارش هائى که پیرامون بازداشت خانم هاله هوشمندى و آقاى افشین احسنیان داشتیم اطلاع یافتیم که این دو نفر در روز ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۵ آوریل ۲۰۰۹) با قید ضمانت از زندان آزاد شده اند

سمنان: تخریب خودروى آقاى نظام الدین فنائیان

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

روز ۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۴ آوریل ۲۰۰۹) شیشه جلوى خودروى آقاى نظام الدین فنائیان در سمنان شکسته شد. وقتى آقاى فنائیان با شنیدن سروصدا از خانه خارج شد، خرابکاران پا به فرار گذاشتند. آقاى فنائیان همسر خانم صهبا رضوانى است که در تاریخ ۱۵ دسامبر ۲۰۰۸ دستگیر شد و اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت سه ساله اش در زندانى در تهران است.

مشهد: احضار سه بهائى دیگر به بازجوئى

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

آقاى عزت الله احمدیان، آقاى بابک روحى، و آقاى سهیل حامد نصیرزاده، در روز ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۲ آوریل ۲۰۰۹) براى بازجوئى به دفتر وزارت اطلاعات در مشهد احضار شدند. از آنها خواسته شد تعهدنامه هائى مبنى بر عدم مشارکت در فعالیت هاى بهائى امضا کنند که نپذیرفتند. در ۱۵ فروردین ۱۳۸۸ (۴ آوریل ۲۰۰۹) نیز ده بهائى دیگر در مشهد به دفتر وزارت اطلاعات احضار شدند و در همان روز بدون دادن تعهدى آزاد گردیدند.

سمنان: بازداشت دو بهائى دیگر

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

روز ۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۷ آوریل ۲۰۰۹) آقاى سیامک ایقانى و خانم سوسن تبیانیان، هردو ساکن سمنان، بازداشت شدند. این دومین بارى است که خانم تبیانیان بازداشت مى شود. وى نخستین بار در روز ۱۸ مه ۲۰۰۵ بازداشت و به مدت دو روز زندانى بود و سپس به ۹۱ روز زندان تعلیقى چهارساله محکوم شد. هنوز معلوم نیست که دستگیرى دوبارۀ وى با محکومیت قبلى ارتباط داشته باشد.

کرج: بازداشت آقاى شهرام صفاجو

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

در ساعات اولیۀ روز ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۶ آوریل ۲۰۰۹) آقاى شهرام صفاجو ساکن کرج پس از تجسس خانه اش توسط مأمورین بازداشت شد. وى همچنان در بازداشت است.

تنکابن: بازداشت آقاى میشل اسماعیل پور

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

آقاى میشل اسماعیل پور اهل تنکابن (در استان مازندران) در روز ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۱ آوریل) بازداشت شد و همچنان در اسارت است. مأمورین وزارت اطلاعات که او را بازداشت کردند حکمى براى جلب او نداشته اند و گفته اند وى ده روز در زندان خواهد بود.

شیراز: آخرین گزارش ها از وضعیت سه جوان زندانى بهائى

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۸ آوریل ۲۰۰۹)

به خانم هاله روحى، خانم رها ثابت، و آقاى ساسان تقوى، سه جوان بهائى که در شیراز به خاطر مشارکت در یک برنامۀ اجتماعى دوران زندان چهارساله اى را مى گذرانند، اجازه ۱۲ روز مرخصى از زندان داده شد. این مرخصى که از روز ۳۰ فروردین آغاز شده نخستین مرخصى این گروه از ژانویه ۲۰۰۹ است. 

http://news.persian-bahai33.org/

شنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1388

آخرین خبرها از ایران:

1- دیدار ’یاران‘ زندانى با خانواده هایشان

۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۲ آوریل ۲۰۰۹)

روز ۲۴ فروردین ۱۳۸۸ (۱۳ آوریل ۲۰۰۹) اعضاى زندانى ’یاران‘ با خانواده هایشان ملاقات کردند. این دیدارها برخلاف دیدارهاى ۱۷ فروردین، که از پشت شیشه انجام شد، حضورى بود.

2-همدان: تازه ترین خبرها در مورد آزادى خانم صهبا خادمى دلجو

۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۲ آوریل ۲۰۰۹)

در خبر قبلى در بارۀ خانم صهبا خادمى دلجو در همدان گزارش شده بود که نامبرده همچنان در زندان است. بر اساس گزارش هاى تازه اى که دریافت شده وى همراه با سه نفر دیگرى که در همدان بازداشت شده بودند در روز ۲۲ فروردین ۱۳۸۸ (۱۱ آوریل ۲۰۰۹) به قید ضمانت آزاد شده است.

3-همدان: احضار یک بهائى به بازجوئى و آزادى او در همان روز

۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۲ آوریل ۲۰۰۹)

روز ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ (۱۴ آوریل ۲۰۰۹) آقاى فراز پورحمزه نیز در همدان براى بازجوئى احضار و در همان روز آزاد گردید.

4-بابل: دستگیرى یک بهائى

۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۲۲ آوریل ۲۰۰۹)

روز ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ (۱۴ آوریل ۲۰۰۹) آقاى مشفق سمندرى ساکن بابل (در استان مازندران) به دنبال بازرسى خانه پدرش توسط مأمورین وزارت اطلاعات بازداشت شد. در حال حاضر اطلاعات بیشترى در این مورد فراهم نیست.

http://news.persian-bahai33.org/2009042201

دوشنبه 31 فروردین ماه سال 1388

اطلاعیه مشترک مطبوعاتى ’جامعه جهانى بهائى‘، جمعیت دفاع از حقوق بشر در ایران‘ و ’فدراسیون بین المللى حقوق بشر‘

۳۰ فروردین ۱۳۸۸ (۱۹ آوریل ۲۰۰۹)

ژنو
سرویس جامعۀ جهانى بهائى
۱۹ آوریل ۲۰۰۹ (۳۰ فروردین ۱۳۸۸)

جامعۀ جهانى بهائى در همراهى با دو سازمان مدافع حقوق بشر از محمود احمدى نژاد، رئیس جمهور ایران، خواست که در سخنرانى این هفته اش در همایش معروف به ’دوربان ۲ به مسأله تبعیض ها در کشور خودش نیز بپردازد.

این مطلب در اطلاعیه مشترک مطبوعاتى ’جامعه جهانى بهائى‘، جمعیت دفاع از حقوق بشر در ایران‘ و ’فدراسیون بین المللى حقوق بشر‘ عنوان شده است.

این سه نهاد از رئیس جمهور ایران خواسته اند که علاوه بر پاسخگوئى در مورد تبعیض بر علیه اقلیت هاى قومى، زنان و اقلیت هاى دینى به مشکل تحریک نفرت بر علیه بهائیان نیز بپردازد.

با اشاره به صدها مقاله، برنامه هاى رادیوئى و تلویزیونى، نوشته هاى اینترنتى و جزوه هاى حاوى سخنرانى هاى پرنفرت علیه بهائیان که در سال هاى اخیر در ایران منتشر شده در این بیانیه آمده است: «بدنام کردن روشمند پیروان آئین بهائى در رسانه هاى تحت حمایت دولت اسباب نگرانى خاص است.»

کنفرانس بازنگرى همایش دوربان تحت نظارت سازمان ملل متحد به منظور ارزیابى پیشرفت اهداف ’کنفرانس جهانى بر علیه نژادپرستى، تبعیض هاى نژادى، تعصب هاى قومى و ناروادارى هاى مرتبط با آن‘ که در سال ۲۰۰۱ در شهر دوربان آفریقاى جنوبى برگزار شد تشکیل شده است.

http://news.persian-bahai33.org/story/129

شنبه 29 فروردین ماه سال 1388

پنجشنبه ، 27 فروردین 1388 ، 09:48

خانم هاله هوشمندی و آقایان کیوان کرمی ، فرهام معصومی و افشین احسنیان که طی دو ماه اخیر توسط اداره اطلاعات شیراز دستگیر و در بازداشتگاه پلاک 100 به سر می برند ؛ به استناد نامه ی دادستان کل استان فارس می بایست در 15 فروردین ماه سال جاری به قید وثیقه آزاد می شدند اما ممانعت بازپرس پرونده از صدور حکم آزادی ایشان ، موجب گردیده که این چهار نفر تا کنون در بازداشتگاه نگهداشته شوند.

در مراجعاتی که خانواده های این افراد از ابتدای دستگیری به نهادهای مختلف داشته اند ، اعلام گردیده که بعد از تعطیلات نوروز آزاد خواهند شد. همچنین در روز 15 فروردین سال جاری ، دادستان کل استان فارس طی نامه ای به بازپرس پرونده اعلام نمود که وثیقه ای مشخص شده و افراد مذکور آزاد گردند اما در هنگام پیگیری این امر ، خانواده های این زندانیان  با برخوردهای خصمانه و غیرانسانی از طرف بازپرس مواجه شده و ایشان به هیچ وجه دستور دادستان مبنی بر آزادی این افراد به قید وثیقه را نمی پذیرند.

همچنین طی دو هفته اخیر، خانواده های افراد زندانی به دفعات از سوی اداره اطلاعات به صورت تلفنی تهدید شده و در مواردی نیز با اهانت ها و تهمت هایی مواجه گردیده اند.

لازم به ذکر است که خانم هاله هوشمندی تحت فشارهای روحی و جسمی زندان دچار مشکل حاد قلبی شده و تاکنون هیچ گونه دسترسی به امکانات درمانی مناسب و پزشک متخصّص نداشته اند. لذا نگرانی در خصوص وضعیت جسمانی ایشان ، همچنان ادhttp://hra-iran.net/index.php?option=com_content&view=article&id=879:321&catid=84:502&Itemid=219امه دارد.

یکشنبه 16 فروردین ماه سال 1388

مجلس عوام کانادا سرکوب بهائیان در ایران را محکوم می کند

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ (۲ آوریل ۲۰۰۹)

اُتاوا، ۱۳ فروردین ١٣٨٨ (۲ آوریل ٢٠٠٩)سرویس خبری جامعۀ جهانی بهائی

مجلس عوام کانادا به اتفاق آراء قطعنامه شدید اللحنی را تصویب کرد که در آن سرکوب بهائیان در ایران محکوم و از دولت ایران خواسته شده است رهبران زندانى این جامعه در تهران را آزاد کند.

این قطعنامه، که روز دهم فروردین (۳۰ مارس) به تصویب رسید، مى گوید اتهاماتی که بر علیه بهائیان عنوان شده– جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات، و تبلیغ علیه نظام – اتهاماتی است که «مکرراًتوسّط اولیاء حکومت ایران برای هدف قرار دادن مدافعان حقوق بشر و اقلّیتهای مذهبی مطرح شده و در تاریخ و آموزه هاى دیانت بهائی هیچ نشانه اى در تأیید این ادعا وجود ندارد.»

طرح پیشنهادى این قطعنامه در مذاکراتى که ٩٠ دقیقه به طول انجامید در صحن مجلس عوام مورد بررسى قرار گرفت. نمایندگان مجلس، از هر چهار حزب سیاسی کانادا، در مورد تاریخِ طولانى سرکوب جامعه بهائیان ایران و عملیات جارى 'نفرت و تحریک' بر ضد آنان در ایران سخن گفتند و این حملات را علائم هشداردهنده اى دانستند که «معمولا پیش از پاکسازى هاى گستردۀ قومی، نژادی یا دینی بروز مى کند.»

نمایندگان مجلس عوام کانادا همزمان با محکوم کردن نقض «مستمر و فراگیر» حقوق بشر در ایران، نه فقط در مورد شهروندان بهائی بلکه در مورد تمامی شهروندان ایرانى که به دست عوامل افراطی در آن کشور سرکوب شده اند، مراتب ستایش عمیق خود را نسبت به مردم ایران و«سهم عظیم تمدن بزرگ» ایران در فرهنگ بشرى ابراز داشتند.

در پایان این قطعنامه آمده است:

«بنابراین تصویب می شود که این مجلس اذیت و آزار جاری اقلّیت بهائی ایران را محکوم مى کند و از حکومت ایران مى خواهد که در اتّهامات مطرح شده علیه اعضاى "یاران ایران" تجدید نظر نموده آنها را بلافاصله آزاد کند و یا در صورت خودداری از این کار، محاکمه آنها را بدون تأخیر بیشتر به جریان اندازد، و تضمین نماید که تشریفات دادرسی آنان علنی، منصفانه و در حضور ناظران بین المللی انجام خواهد شد.»

هفت نفر از زندانیان بهائی در تهران اعضای گروهی غیر رسمی موسوم به ’یاران ایران‘ بودند که به حداقل نیازهای جامعه ۳۰۰۰۰۰ نفری بهائی در ایران رسیدگی می کردند.

این هفت نفر یک سال پیش دستگیر شده و از آن تاریخ تا کنون بدون دسترسی به وکیل در بازداشت هستند. اتهامات علیه آنها به تازگى اعلام شده اما هنوز نه کیفرخواستى صادر گردیده و نه محاکمه ای برگزار شده است. بیش از ۳۰ تن از شهروندان بهائی در حال حاضر، به خاطر باورهای دینی شان، در زندان بسر می برند.

متن کامل قطعنامه مصوب مجلس عوام کانادا

 ماریو سیلوا / ۲۴ فوریه ۲۰۰۹

از آنجا که مجلس عوام واقف است که روز ۱۴ مه ۲۰۰۸ شش تن از گروه غیر رسمی موسوم به 'یاران ایران' که بر نیازهای جامعه بهائی ایران نظارت دارند، بازداشت شده به بخش زندانیان سیاسی در زندان اوین در تهران منتقل شدند، و نفر هفتم بعد از بازداشت در مشهد در ماه مارس ۲۰۰۸ به آنجا منتقل و زندانی شده است؛و از آنجا که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متّحد درماه اکتبر ۲۰۰۵، از نامه محرمانه ای پرده برداشت که رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلّح ایران صادر کرده و دستور شناسایی کلیه بهائیان و تحت نظر گرفتن فعالیت های آنان را مقرر نموده؛
و از آنجا که گزارشگر ویژهء سازمان ملل متّحد در امر آزادی دین یا عقیده روز ۲۰ مارس ۲۰۰۶ اظهار داشت که «همچنین نگرانی خود را ابراز می دارد که اطّلاعات جمع آوری شده در نتیجه چنین نظارتی ممکن است، در نقض موازین بین المللی، به عنوان مبنایی برای آزار فزاینده و تبعیض علیه اعضاى جامعه بهائی به کار رود...و گزارشگر ویژه نگران است که این تحوّل اخیر حاکی از آن باشد که وضعیت در ارتباط با اقلّیت های دینی در ایران، در واقع، رو به وخامت می گذارد؛»و از آنجا که جامعه بهائی کانادا شدیداً نگران هفت تن بهائیانی است که بیش از نـُه ماه است بدون اتّهام رسمی و دسترسی به مشاور حقوقی یا ارائه مدارکى بر علیه آنها در زندان به سر می برند و مورد سوء رفتار شدید و خشونت آمیز و بازجوئى قرار دارند و ملاقات آنها با اعضاى خانواده بسیار محدود است؛و از آنجا که شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل، که قصد خود را برای دفاع از بهائیان در دادگاه ابراز نموده، از آن زمان تا کنون مورد اذیت و آزار قرار گرفته و دفاترش تعطیل شده است؛و از آنجا که معاون دادستان کلّ اعلام نموده که زندانیان در دادگاه انقلاب به اتّهام «جاسوسی برای اسرائیل», «اهانت به مقدّسات (اسلام)» و «تبلیغ علیه نظام» – که همه از جمله جرائم مستوجب اعدام هستند – محاکمه خواهند شد؛و از آنجا که اتّهاماتی از این قبیل مکرراً توسّط اولیاء حکومت ایران برای هدف قرار دادن مدافعان حقوق بشر و اقلّیت های مذهبی مطرح شده و در تاریخ و آموزه هاى دیانت بهائی هیچ نشانه اى در تأیید این ادعا وجود ندارد؛و از آنجا که این بازداشت ها در بحبوحه شدّت گرفتن دستگیری های خودسرانه، هجوم به منازل، اخراج دانشجویان از دانشگاه ها، آزار کودکان دانش آموز، انهدام قبرستان ها و حملات زهرآلود رسانه های تحت نظارت دولت صورت می گیرد؛بنابراین تصویب می شود که این مجلس اذیت و آزار جاری اقلّیت بهائی ایران را محکوم مى کند و از حکومت ایران مى خواهد که در اتّهامات مطرح شده علیه اعضاى «یاران ایران» تجدید نظر نموده آنها را بلافاصله آزاد کند و یا در صورت خودداری از این کار، محاکمه آنها را بدون تأخیر بیشتر به جریان اندازد، و تضمین نماید که تشریفات دادرسی آنان علنی، منصفانه و در حضور ناظران بین المللی انجام خواهد شد.

http://news.persian-bahai33.org/story/126

چهارشنبه 28 اسفند ماه سال 1387

سه شنبه، 27 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 17 March

اخراج دانشجوی بهایی دانشگاه مازندران

کمیته پی جویی حق تحصیل بهائیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش اخراج دانشجوی بهایی دانشگاه مازندران همراه با رنجنامه


به نام حق و به نام عدالت

به نام روشنی که پنهان مانده در پردۀ سیاست.

روز شنبه 17 اسفند 1387 بعد از کلاس آنالیز عددی، وقتی استاد محترم اسامی دانشجویان را خواند، متوجه شدم که نام بنده در لیست کلاس نبوده. بعد به آموزش دانشگاه مراجعه و موضوع را پیگیر شدم، و آنها چنین جواب دادند که در مقابل اسم من توقف تحصیل!!! قید شده.

سپس برای اطلاع از علت آن، به سازمان مرکزی آموزش مراجعه و با مسئولِ بخش ثبت نام و پیگیری امور دانشجوئی ، علت توقف تحصیل خود را جویا شدم.در پاسخ چنین گفتند که: از حراست به ما امر شده که باید شما را از لیست دانشجویان حذف کرده و توقف از تحصیل را اعمال کنیم و علت این مسئله را به ما نگفتند.

در ادامه بیان کردند که برای روشن شدن این امر و آگاهی از کم و کیف آن، باید به معاون سازمان مراجعه کنم و علت را به من خواهند گفت. من هم نزد معاون رفتم، ولی گویا در جلسه حضور داشتند و صحبت کردن مقدور نبود. لذا قرار شد که روز بعد مراجعه و موضوع را پیگیری کنم...

روز بعد مجدداً به سازمان مرکزی رفته تا بتوانم معاون را ببینم، ولی این بار هم در جلسه حضور داشتند، از ساعت 9 تا 12 منتظرشان ماندم تا جلسه تمام شود. بعد به حضورشان رفته و مسئله را در میان گذاشتم و علت آن راخواستار شدم. نکتۀ جالب این بود که ایشان اصلاً در جریان نبودند!!! و مشخصات مرا گرفته تا موضوع را پیگیری نماید.

سپس نزد مسئول ثبت نام آموزش رفته و در جریان نبودن معاون در مورد این قضیه را به ایشان گفتم ... در جواب، به صورت خیلی مختصر اظهار داشتند که علت اخراج بنده صرفاً به خاطر این است که من بهائی هستم.

بعد با مسئولین تماس گرفتند که به جناب معاون اطلاع دهند که علت اخراج من از دانشگاه چه بوده؟؟!!!!

طی اتفاقاتی که افتاده و پیگیری هائی که صورت پذیرفت، در روز شنبه 24 اسفند 1387 طبق گفتۀ معاون سازمان مرکزی دانشگاه، دستور اخراج من از سازمان سنجش صادر گردید و علت آن است که من بهائی هستم.

بلی، به صرف بهائی بودن، بعد از گذشت 3 سال ( ورود به ترم 6 رشته ریاضی محض)مرا از دانشگاه مازندران اخراج کردند.

جامعه ای که شعارش همبستگی دلهاست، حکومتی که هدفش ایجاد الفت و محبت بین قلوب و رکن اساسی اش به وجود آوردن جامعه ای بر پایه عدالت مهر ورزی است و به آزادی عقیده و بیان، بنا به آنچه که در قانون اساسی آمده و همچنین در اعلامیه حقوق بشر ذکر شده،اعتقاد داشته . ولی ظاهراً سراج عدل خاموش و حکومت حضرت علی به فراموشی سپرده شده و شمشر ظلم از نیام بیرون آمده.

آیا این معنای آزادی بیان و عقیده است؟

آیا این معنای عدالت و مهرورزی و محبت و الفت بین قلوب است؟

آیا روحیه خدمتگزاری که در جامعه وجود دارد این است؟

آیا اینگونه، قسط و عدل در جامعه انسانی مستقر می شود؟

قضاوت با شما !

فاران خوان یغما

http://www.iranpressnews.com/source/056309.htm

جمعه 23 اسفند ماه سال 1387

ژینوس سبحانی، منشی کانون مدافعان حقوق بشر ایران که اواخر دی ماه بازداشت شده بود، با قرار وثیقه آزاد شده است.

عبدالفتاح سلطانی، عضو کانون مدافعان حقوق بشر، به بی بی سی فارسی گفت که خانم سبحانی روز چهارشنبه ۲۱ اسفند (۱۱ مارس) با سپردن وثیقه ۷۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

خانم سبحانی روز ۲۵ دی ماه، چند هفته پس از مهروموم شدن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در منزلش بازداشت شد.

این کانون در سال ۱۳۸۰ توسط شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل، و چهار وکیل دادگستری دیگر تأسیس شد و هدف خود را مواردی چون دفاع از متهمان سیاسی - عقیدتی و حمایت از خانواده آنها، انتشار گزارش هایی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران و ایجاد نهادهای مردمی حقوق بشری اعلام کرد.

بازداشت خانم سبحانی که منشی دفتر این کانون بود، از سویی در راستای فشار بر این کانون و از سوی دیگر بخشی از محدودیت های تازه علیه بهائیان تلقی شد.

به گفته آقای سلطانی، مقامات دادسرا هنوز وکالتنامه وکلای خانم سبحانی را نپذیرفته اند و اجازه مطالعه پرونده را به آنها نداده اند.

احتمال می دهیم علت دستگیری خانم سبحانی حضور در کانون مدافعان حقوق بشر و همچنین بهایی بودن ایشان بوده، که البته هیچ کدام از اینها جرم نیست

عبدالفتاح سلطانی

آقای سلطانی گفت: "احتمال می دهیم علت دستگیری ایشان حضور در کانون مدافعان حقوق بشر و همچنین بهایی بودن ایشان بوده، که البته هیچ کدام از اینها جرم نیست و اتهام دیگری هم هنوز اعلام نشده است".

او گفت که مقامات قضایی، به رغم تصریح قانون، معمولا در مرحله دادسرا به متهمان سیاسی و عقیدتی اجازه دسترسی به وکیل را نمی دهند که این امر به گفته او "نقض آشکار حقوق بشر" است.

هنوز کیفرخواستی برای خانم سبحانی صادر و تاریخی برای محاکمه احتمالی او مشخص نشده است.

خانم سبحانی پس از بازداشت بیش از بیست روز در زندان انفرادی نگهداری شد و سپس به اطاقی بزرگتر در بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال یافت که دو زن بهایی دیگر هم در آن نگهداری می شدند.

آقای سلطانی گفت که امروز (پنجشنبه ۲۲ اسفند) به اتفاق خانم عبادی و عده ای اعضای شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر به دیدار خانم سبحانی رفته و او را از نزدیک دیده است.

او گفت: "به نظر من مشکل خاصی نداشت، البته طبیعی است که زندان و دوری از خانواده فشار روانی شدیدی وارد می کند و افزون بر آن معمولا به این نوع متهمان می گویند در باره آنچه در زندان گذشته صحبت نکنید. بنابراین آنها عموما تا چند هفته تمایل چندانی برای صحبت کردن با دیگران ندارند".

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/03/090312_op_sobhani_release.shtml

پنجشنبه 22 اسفند ماه سال 1387

سه شنبه، 20 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Tuesday 10 March

بازداشت یک بانوی بهایی دیگر در ساری

فعالان حقوق بشر در ایران

در ادامه برخورد با بهاییان در ایران یک زن بهایی در شهرستای ساری توسط مامورین اطلاعات بازداشت و به زندان کچویی ساری منتقل شد

بنابر گزارش های دریافتی از شهرستان ساری، خانم شیرین فروغیان (صمیمی) روز یکشنبه 18/12/87 توسط مامورین اداره ی اطلاعات در بازداشتگاه امنیتی کچوئی ساری زندانی شدند.

گفتنی است در اواسط مرداد ماه مغازه ی همسر ایشان عادل صمیمی، از طرف اداره ی اطلاعات بسته شد و به فاصله ی کوتاهی در اواخر مرداد ماه منزل ایشان بازرسی شده و وسایلی از جمله: کامپیوتر، ماهواره و عکس‌ها و کتب امری را با خود بردند و آقای صمیمی را در تاریخ 2/11/87 به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت کرده و طی 9 روز بازجویی آزاد کردند. پس از تهدیدهای مداوم جهت بازداشت خانم فروغیان، ایشان نیز بازداشت و به زندان منتقل شدند.

http://www.iranpressnews.com/source/055917.htm

یکشنبه 18 اسفند ماه سال 1387

شنبه، 17 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Saturday 07 March

شنبه، 17 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Saturday 07 March

اخراج دانشجوی دانشگاه دولتی سمنان به علت بهایی بودن

فعالان حقوق بشر در ایران

خانم مینو شهریاری دانشجو رشته اقتصاد در دانشگاه دولتی سمنان در تاریخ 11 اسفند 1387 از این دانشگاه به علت بهایی بودن اخراج شد.

خانم شهریاری طی گفتگویی با کمیته پی جویی حق تحصیل بهائیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اخراج خود را اینگونه شرح دادند: بنده ورودی سال (نیمه دوم سال )1387 در رشته اقتصاد نظری بودم. جمعا 5 هفته از شروع کلاس ها می گذشت . قبل از شروع کلاس ها تهدید شده بودم که اگر در ستون دین یکی از ادیان رسمی را ننویسم و بر ادامه تحصیل پافشاری کنم مشکلات فراوانی برایم ایجاد خواهد شد.

از جمله اینکه از ورود من به دانشگاه ممانعت می شود. سایر دانشجویان و اساتید با من همانند سایرین برخورد نخواهند کرد و بالاخره اینقدر اذیتم خواهند کرد که خودم از دانشگاه انصراف دهم من بدون توجه به این موارد اشتیاق خود را برای شرکت در کلاس ها نشان دادم .

مشکل خاصی وجود نداشت تا روزی که به کلی پذیرای من در کلاس ها نشدند مسئولین ثبت نام و بررسی پرونده ها از این موضوع اطلاع نداشتند و قسم می خوردند که وضعیت تحصیلی من را آنها تغییر نداده اند

خانم شهریاری که قبلا بارها توسط رئیس بخش آموزش کل دانشگاه و معاون ایشان مورد انواع و اقسام تهدیدها قرار گرفته بود می گوید این حرکات بیشتر جنبه ترساندن داشته است تا عملی شدن تهدید ها .

در پایان این دانشجوی محروم از تحصیل ابراز داشت، برای پیگیری دوباره به بخش آموزش دانشگاه مراجعه کرده و متصدی امر با بی احترامی تعمدی در تمام مدت به او حتی نگاهی نکرده و گفته است که هر چه زودتر از دانشگاه و از سمنان خارج شود و اگر شکایتی هم دارد می تواند به دادگستری کل سمنان مراجعه نماید!.

لازم به ذکر است که اخراج اندک دانشجویان بهایی باقی مانده در دانشگاه های ایران که در کنکور از ورود آنها جلوگیری نشده و هنوز اخراج نشده بودند در چند روز اخیر و با شروع ترم جدید شدت گرفته است. 

http://www.iranpressnews.com/source/055658.htm

جمعه 16 اسفند ماه سال 1387
بیانیه سی و دو تن از شخصیتهای سرشناس هندوستان

: اخبار و رویداد ها, اخبار عمومی حقوق بشر

زندانیان بیگناه بهائی در انتظار محاکمه را فوراً آزاد کنید

سی و دو تن از ساکنان سرشناس هندوستان بیانیه ای را تحت عنوان «درخواستی از حکومت ایران: زندانیان بیگناه بهائی در انتظار محاکمه را فوراً آزاد کنید» امضا کرده اند.

این گروه متشکل از افرادی از دفاتر رسمی و قضایی، رهبران مذهبی، هنرمندان، و نمایندگان سازمانهای غیردولتی، دانشگاهیان و اصناف گوناگون می باشند.

آنها در این پیام از دولت ایران خواسته اند تا اتهامات بی اساس علیه هفت تن از رهبران بی گناه بهائی را که صرفاً «جنبۀ سیاسی» دارد، برطرف نمایند و آنها را فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد کنند.

امضاکنندگان از مسئولین خواستند که اگر محاکمه ای صورت می گیرد، به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی وفادار باشند و اطمینان دهند که محاکمه مطابق استانداردهای پذیرفته شده انجام خواهد شد.
متن کامل بیانیه

پیامی به دولت ایران: زندانیان بیگناه بهائی را که با محاکمه روبرو هستند بلافاصله آزاد نمائید

 

ما آگاه شده ایم که هفت فرد بهائی که بدون اعلان جـرمی علیه آنان از ماه می سال ۲۰۰۸ میلادی در تهران زندانی شده اند بزودی در دادگاه انقلاب محاکمه خواهند شد. معاون دادستان کل کشور اخیراً اعلان نموده است که این هفت بهائی متهم به «جاسوسی برای اسرائیل، اهانت به مقدسّات دین و تبلیغات علیه جمهوری اسلامی» میباشند.

سازمان عفو بین المللی «انگیزۀ این اتهامات را سیاسی دانسته، افراد بازداشت شده را زندانیان وجدان میشناسد که زندانی شدن آنان صرفاً به خاطر اعتقادات وجدانی یا اقدامات صلح طلبانه به نمایندگی از سوی جامعۀ بهائی میباشد

ما متحیـّریم که در طول نُه ماه زندانی بی اساس، این هـفت فرد بهائی از دسترسی به وکیل قانونی خود، خانم شیرین عبادی برندۀ جایزۀ نوبل، محروم بوده و پنج نفر از مردان بالاتفاق در سلولی به وسعت ۱۰ متر مربع که به تسهیلات اولیّه مانند تختخواب مجهز نیست زندانی هستند.

به همچنین، ما بسیار نگرانیم که به خانم عبادی اجازۀ دستیابی به پروندۀ زندانیان داده نشده و در عـوض تهدیدات، ایذاء و آزار به ایشان تداوم مییابد.

در ماه ژوئن ۲۰۰۸ شهروندان برجستۀ هندوستان از ایران درخواست نمودند که «از اصول توافقنامه های بین المللی حقوق بشر که خود آنرا تصویب نموده اطاعت کرده این زندانیان را سریعاً آزاد نماید

ما امضاء کنندگان زیر، به جمع بسیاری از رهبران حکـومت ها، پارلمان ها و سازمان های حقوق بشر در سراسر جهان پیوسته، بار دیگر از دولت ایران میخواهیم که اتهامات بی پایه و «با انگیزۀ سیاسی» علیه این هفت رهبر بهائی بیگناه را لغو نموده، آنان را بلافاصله و بدون هیچ قید و شرطی آزاد نماید.

ما خواستار آن هستیم که اگر بهائیان باید محاکمه شوند، ایران لااقـل مفاد مادۀ ۱۴ میثاق بین المللی را در مورد حقوق اجتماعی و سیاسی که خود تصویب نموده و قانوناً مورد اجرا است رعایت نماید. این امر، در میان سایر امور، مستلزم آنست که زندانیان:

- لا اقل امکان داشتن «محاکمه در دادگاهی عمومی و منصفانه در حضور هیئت داوری متبحـّر، مستـّقل و بی طرف» را داشته باشند.
- «تا رأی نهائی بـر اساس قانون بیگناه شناخته شوند
- برای آمادگی برای دفاع از خود وقت و امکانات لازمه داده شود و آنان بتوانند با وکیل منتخب خود ارتباط داشته باشند.

این شهروندان ایرانی در قبال اتهاماتی که برایشان پرونده سازی شده بیگناهند. آنان مطیع قانون بوده به دولتشان وفادارند و برای بهبود جامعه خدمت مینمایند.

دولت ایران باید آنانرا بلافاصله آزاد نماید و یا لا اقل منصفانه محاکمه نماید که خود از حقوق حقـّۀ همۀ مردان و زنان در روی کرۀ زمین است. ندادن حق محاکمۀ منصفانه به این زندانیان توهینی است به باورحقوق بنیادین.
فوریه
۲۰۰۹

سازمانهای حقوقی و اداری

قاضی وی. آر کریشنا، قاضی اسبق دادگاه عالی هندوستان
قاضی جی. اس. ورما، قاضی اعظم اسبق دادگاه عالی هندوستان – رئیس اسبق کمیسیون ملی حقوق بشر
قاضی راجیندر ساچار، قاضی اعظم ، دادگاه عالی دهلی – رئیس اسبق اتحادیۀ خلق برای آزادیهای اجتماعی
سُلی سرابجی، دادستان کل اسبق هندوستان – رئیس انجمن وکلای متفق
دکتر سیده احمید، عضو کمیسیون برنامه ریزی هندوستان
پرفسور طاهر محمود، عضو ممیسیون حقوقی هندوستان – رئیس اسبق کمیسیون ملی اقلیت ها
دکتر مُحینی گیری، بنیادگر اتحادیۀ خدمات هندوستانرئیس اسبق کمیسیون ملی زنان
پرفسور امیتابح کوندو، مرکز تحقیقات توسعۀ منطقه ای، جی.ان.یو. – عضو کمیسیون ملی آمار
آقای دی. آر. کارتهیکیان، رئیس اسبق ادارۀ کل بازجوئی

رهبران منطقه ای

مولانا خالد رشید، خارج محلی،نایب امام عیدگاه در لوکناو – عضو هیئت مدیرۀ حقوق اسلامی کل هندوستان
اسقف اعظم وینسنت کـُنسِسو، اسقف اعظم دهلی، کلیسای Sacred Hearts
سُوامی اگنیوش، رئیس انجمن جهانی آریا ساماج – رئیس اسبق صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در انواع برده داری نوین
پدر روحانی، فیلیپ کوروویلا، مدیر امور جوانان در کلیسا ارتدکس هندوستان

هنرمندان و جامعۀ مدنی

امیر خان، هنرپیشه تهیّه کننده – کارگردان
بی. جرج ورقیس، روزنامه نگار ارشد- استاد میهمان، مرکز تحقیقات تدبیری
مینو کوثری، سرپرست شبکۀ حقوقی خانه و زمین – گزارشگر اسبق سازمان ملل متحد در مورد تکافوی مسکن
ماجا دارووالا، مدیر خدمات مشترک المنافع حقوق بشر
تاپان کومار بوز، مدیر کل محکمۀ حقوق بشر آسیای جنوبی
موکول شاما، مدیر انجمن عفو بین المللی هندوستان
مادهو کشور، بنیادگر Manshu– عضو ارشد مرکز تحقیقات جوامع در حال رشد
آجای مهتا، میر کل بنیاد ملی هندوستان
دکتر میرا شیوا، کانون مرکزی آسیای جنوبی، انجمن بین المللی بهداشت افراد
اشوک اگراوی، وکیل مدافع – عضو کارشناسان حقوق اجتماعی
اس. کس. شامرا، رئیس انجمن محافظت حقوق بشر در اوتاراخاند

بخش اکادمیک و مؤسّسات

دکتر اس. کی. باروا، مدیر IIM احمد آباد
وی راقوناتان، استاد اسبق IIM احمد آباد - نویسنده
ارون بهارات رام، رئیس SRF Ltd – رئیس انجمن شرکت های خانوادگی CII
ایشوار سوبرامانیان، مدیر مؤسّسۀ AkzoNobel، هندوستان
مانیش سابهاروال، رئیس Teamlease Services
سودهیر وی. کامات، مدیر موسّسۀ 2i Capital با مسئولیت محدود
سوکی آیر، مدیر عامل مؤسّسۀ Metamorph Learning Pvt. Ltd.
لاکشمی ایشوار، مربّی مدیریّت

http://news.persian-bahai33.org/story/103

http://www.agahee.org/index.php?option=com_content&task=view&id=755&Itemid=28

چهارشنبه 14 اسفند ماه سال 1387

چهارشنبه، 14 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Wednesday 04 March

سه دانشجوی بهایی از دانشگاه سهند تبریز اخراج شدند

فعالان حقوق بشر در ایران

سه دانشجوی پزشکی دانشگاه سهند تبریز به دلیل دیانت بهایی خود از دانشگاه اخراج شدند.

روز گذشته مورخه 13 اسفند، سه تن از دانشجویان مهندسی پزشکی دانشگاه سهند تبریز به دلایل نامعلوم و به گفته مدیریت این دانشگاه به دستور سازمان سنجش آموزش کشور سایت تحصیلی آنان بسته شده و از انتخاب واحد وثبت نام برای ترم آینده ممنوع شدند.

سینا دانا ، سماء نورانی و فراز وزیرزاده سه دانشجوی بهایی اخراجی هستند . پیگیری این دانشجویان برای مشخص شدن دلیل اخراجشان نیز تا کنون با قطع تلفن از سوی مدیریت دانشگاه پاسخ داده شده است.

لازم به یادآوری است اخراج و محرومیت از تحصیل دانشجویان بهایی در جمهوری اسلامی سابقه ای طولانی دارد.

http://www.iranpressnews.com/source/055456.htm

یکشنبه 11 اسفند ماه سال 1387

رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۰ اسفند ۱۳۸۷

نامه سرگشاده کمدین‌های بریتانیا به ایران

پانزده تن از کمدین‌های سرشناس بریتانیا در نامه‌ای سرگشاده به حکومت ایران، خواهان توقف آزار بهائیان در این کشور و احترام به حقوق انسانی شهروندان ایرانی شده‌اند.

در این نامه که کمدین‌های برجسته‌ای چون جیمی کار، جک دی، دیوید بدیل و جو برند آن را امضا کرده‌اند، خطاب به دولت ایران آمده‌است: «ما نگرانی عمیق خود را از زندانی شدن ۷ نفر از سران جامعه بهائیت در ایران که بیش از هشت هفته از آن می‌گذرد، ابراز می‌داریم

این نامه ابتدا روز گذشته (پنج‌شنبه) در روزنامه تایمز با عنوان «استند آپ برای بهاییان ایران» منتشر شد و پس از آن روزنامه دیلی تلگراف و شبکه ماهواره‌ای اسکای نیوز آن را منعکس کردند.

کمدین‌های بریتانیایی در نامه خود نوشته اند که تنها جرم این افراد باور به مذهبی متفاوت با مذهب اکثریت مردم ایران بوده‌است.

در قسمت دیگری از این نامه نوشته شده است: «ما هنرمندان که سعی‌مان بالابردن روحیه انسانی و غنای جامعه از طریق کارمان است، همبستگی خود را با کسانی که در ایران برای توسعه بهتر کشور در زمینه‌های هنری، رسانه‌ای، آموزش و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی یا وفاداری به اصول اخلاقی، تحت آزار قرار می‌گیرند، اعلام می‌کنیم

در ادامه نامه آمده‌است: «به علاوه ما نیز به همه حکومت‌ها و سازمان‌ها و مردم با حسن نیت جهان که تا کنون صدایشان را برای تشکیل یک دادگاه منصفانه و نه آزادی کامل رهبران بهایی‌ها بلند کرده‌اند، می‌پیوندیم

کمدین‌ها همچنین در این نامه، اتهام‌هایی را که علیه بهائیان دستگیر شده در دادگاه انقلاب ایران اقامه شده، جعلی عنوان کرده و آنها را جرایمی دانسته‌اند که به این افراد نسبت داده شده‌است، اتهام‌هایی چون: جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات مذهبی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی.

نویسندگان نامه افزوده‌اند: «در واقع تنها جرم این افراد، که حکومت فعلی ایران آن را غیرقابل تحمل می‌داند، اعتقاد داشتن به مذهبی دیگر است که با مذهب اکثریت مردم ایران تفاوت دارد

در این نامه همچنین از قول شیرین عبادی برنده صلح نوبل نقل شده است که «هیج مدرک قانونی علیه رهبران بهائیت وجود ندارد و آنها از حق داشتن وکیل نیز محرومند

در نامه سرگشاده کمدین‌های بریتانیایی به دولت ایران، همچنین تصریح شده که شیرین عبادی حق دسترسی به پرونده بهائیان دستگیر شده را نداشته و از زمانی که دفاع از آنها را به عهده گرفته، با تهدیدهای بسیاری مواجه بوده‌است.

بیل بیلی، مورونا بنکز، سانجیو بسکر، راب برایدن، شون لاک، لی ماک، الکسی سیل، میرا سیال، مارک تامس، از کمدین‌ها و بازیگرانی اند که این نامه را امضا کرده‌اند.

نام امید جلیلی کمدین سرشناس ایرانی مقیم بریتانیا نیز در میان امضا کنندگان این نامه دیده می‌شود.

http://zamaaneh.com/news/2009/02/print_post_8131.html

اصل نامه را اینجا بخوانید

Stand up for Iran’s Baha’is

Voices from the arts call for the imprisoned Baha'i leaders in Iran to receive a fair trial

Sir, We are deeply concerned at the continuing imprisonment for more than eight months of seven leaders of the Baha’i community in Iran. No formal evidence has been brought against them.

They have not been given access to their legal counsel, the Nobel laureate Shirin Ebadi. She has had no access to their files and has suffered threats and intimidation since taking on their case.

Spurious charges now look likely to be filed against these Baha’is in the Revolutionary Court. “Espionage for Israel, insulting religious sanctities and propaganda against the Islamic republic” are their alleged crimes.

In reality, their only “crime”, which the current regime finds intolerable, is that they hold a religious belief that is different from the majority.

As artists who strive to uplift the human spirit and enrich society through our work, we register our solidarity with all those in Iran who are being persecuted for promoting the best development of society — be it through the arts and media, the promotion of education, social and economic development, or adherence to moral principles.

Further, we join with the governments, human rights organisations and people of goodwill throughout the world who have so far raised their voices calling for a fair trial, if not the complete release of the Baha’i leaders in Iran.

David Baddiel

Bill Bailey

Morwenna Banks

Sanjeev Bhasker

Jo Brand

Russell Brand

Rob Brydon

Jimmy Carr

Jack Dee

Omid Djalili

Sean Lock

Lee Mack

Alexei Sayle

Meera Syal

Mark Thomas

http://www.timesonline.co.uk/tol/comment/letters/article5804284.ece

پنجشنبه 8 اسفند ماه سال 1387

چهارشنبه، 7 اسفند ماه 1387 برابر با 2009 Wednesday 25 February

حمله با مواد منفجره به منازل بهاییان در شهر سمنان

فعالان حقوق بشر در ایران

گروهی ناشناس، در یک اقدام خطرناک، منازل چند خانواده‌ی بهایی را در شهر سمنان با مواد منفجره، مورد حمله قرار دادند.

در ادامه‌ی اذیت و آزارهای روزهای اخیرعلیه بهاییان در شهر سمنان، بار دیگر درساعت یک بامداد 7 / 12 /1387 شاهد اقدام غیرانسانی گروهی ناشناس بر علیه بهاییان این شهر بودیم . این حمله با نارنجک دست‌ساز ( کوکتل مولوتف ) صورت گرفته است، عده‌یی با پرتاب این ماده‌ی منفجره به سمت پنجره‌های آپارتمان 2 خانواده‌ی بهایی شهر سمنان به‌نام‌های پیراسته و پور‌حسینی، قصد آتش زدن این منزل را داشتند که با خوش شانسی این ماده‌ی منفجره به کنار پنجره‌ها برخورد کرده و وارد منزل نشده است .

لازم به ذکر است که در تاریخ 25 /9/1387 این آپارتمان مورد هجوم مامورین اطلاعات قرار گرفته بود و تا کنون بسیاری از اسناد و مدارک و وسایل شخصی این خانواده‌ها توسط نیروهای امنیتی جمع و ضبط شده است .

پیش‌تر از آن در حمله‌یی مشابه در تاریخ 13 / 11 /1387 به منزل یکی دیگر از بهاییان این شهر به نام خانجانی شاهد چنین اقدام‌هایی بوده‌ایم که با مواد منفجره منازل مسکونی بهاییان را هدف قرار داده‌اند . این حملات در حالی صورت می پذیرد که امام جمعه‌ی سمنان آیت‌الله " سید محمد شاهچراغی " در تاریخ 2 / 12 /1387 در خطبه‌های نماز جمعه با اشاره به نامه‌ی دادستان کشور به وزیر اطلاعات خواهان برخورد قاطع و قانونی با فرقه‌ی بهاییت شد و اعلام کرده است که مردم همان‌طور که شاه را از ایران بیرون کردند، می‌توانند بهاییت را نیز از ایران بیرون کنند و اعلام کرد که ازدواج و معامله با بهاییان طبق فتوای فقها مجاز نیست.

از اقدام‌های ماه‌های اخیر علیه جامعه‌ی بهایی در سمنان می‌توان به موارد زیراشاره کرد .

یورش گسترده به منزل تعداد زیادی بهاییان در تاریخ 25 / 9 /1387 و بازداشت خانم صهبا رضوانی ( فنائیان) یکی از مسئولین این جامعه در شهر سمنان
بازداشت آقایان عادل فنائیان، عباس نورانی (مسئولین فعلی در سمنان) طاهر اسکندریان (مسئول سابق در سمنان) در تاریخ 15/10/1387 در شهر سمنان
حمله با مواد آتش زا (کوکتل مولوتف) در تاریخ 13 /11 /1387 به منزل خانجانی یکی از بهاییان سمنان
تخریب و سوزاندن قبرستان شهر سمنان در تاریخ 27 /11 / 1387

می‌توان عنوان کرد که وضعیت بهاییان درشهر سمنان با توجه به اتفاقات اخیر نگران کننده است. 

http://www.iranpressnews.com/source/055004.htm

چهارشنبه 7 اسفند ماه سال 1387

ایران خدمتگزار جامعه بهائیان است

6 اسفند 1387

رادیو زمانه - دادستان کل کشور در گفتگو با پرس‌تی‌وی:

ربانعلی دری نجف‌آبادی دادستان کل کشور می‌گوید که جمهوری اسلامی خدمتگزار جامعه بهائیان ایران است.

آقای نجف‌آبادی به تلویزیون پرس‌تی‌وی گفته است که بهائیان در ایران به عنوان یک انسان، مورد احترام جمهوری اسلامی هستند و از همه امکانات کشور برخوردارند.

دادستان کل کشور افزوده است که مقام‌های جمهوری اسلامی «به هیچ عنوان، کم‌محبتی به شهروندان بهائی را توصیه نمی‌کنند و همواره بر محبت تاکید کرده‌اند.»

اظهارات آقای نجف‌آبادی دو هفته پس از آن‌که وی در نامه‌ای به وزارت اطلاعات خواستار برخورد با «تشکیلات بهائیت» در ایران شد، ایراد می‌شود.

در این نامه «تشکیلات بهائیت» متهم به داشتن رابطه با «شمنان خارجی ملت ایران» به ویژه اسرائیل شده‌ است.

ادستان کل کشور با تکرار اظهارات سابق خود، باردیگر تاکید کرد که هفت رهبر بهائی بازداشت شده در ایران «تخلفات گسترده‌ای به ویژه در حوزه‌های اقتصادی» مرتکب شده‌اند.

این برای نخستین‌بار طی هشت ماه گذشته است که اعلام می‌شود رهبران بازداشت شده بهائی در ایران «تخلفات اقتصادی» داشته‌اند.

آقای نجف‌آبادی همچنین این هفت بهائی را متهم کرد که از طریق کشوری ثالث با اسرائیل همکاری داشته و تحت نفوذ آنها بوده‌اند.

وی در عین حال اظهار داشت که «جمهوری اسلامی خدمتگزار جامعه بهائیان است، البته تا زمانی که به عنوان نفوذی، جاسوس یا به عنوان یک باند سیاسی جعلی در ایران فتنه نکنند.»

هفت تن از رهبران بهائی هشت ماه پیش به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات دینى و تبلیغ علیه جمهورى اسلامى» دستگیر و هم‌اکنون در زندان به سر می‌برند.

مقام‌های قضایی ایران گفته‌اند که این افراد به «جاسوسی به نفع اسرائیل» اعتراف کرده‌اند، اما جامعه جهانی بهائی این اظهارات را رد کرده است.

در تازه‌ترین واکنش‌ها به طرح این اتهامات علیه رهبران جامعه بهائیان ایران، اتحادیه اروپا هفته جاری در بیانیه‌ای، از این‌که این بهائیان «بدون تفهیم اتهام و بدون وکیل» همچنان در زندان به سر می‌برند، ابراز نگرانی کرده است.

اعتراض‌ها به تداوم بازداشت این هفت بهائی در حالی رو به افزایش است که علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضاییه هفته گذشته اعلام کرد که این افراد به اتهام «جاسوسی» به زودی محاکمه خواهند شد.

این هفت نفر، از هشت ماه پیش در زندان به سر می‌برند. جامعه جهانی بهائی اعلام کرده که در تمام این مدت، به این افراد اجازه ملاقات با وکیل‌‌شان داده نشده است. وکالت این هفت بهائی را شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل بر عهده دارد.

هویت این هفت نفر؛ فریبا کمال آبادى، جمال‌الدین خانجانى، عفیف نعیمى، سعید رضائى، مهوش ثابت، بهروز توکلى و آقاى وحید تیزفهم اعلام شده است.

فعالیت جامعه بهائیان از سال ۱۳۶۲ در ایران ممنوع اعلام شده و هم‌اکنون در حدود ۳۰ بهائی به اتهام‌های مختلف در ایران زندانی هستند.

از نظر حکومت ایران، بهائیان مرتد محسوب می‌شوند. اگرچه در قانون اساسی این کشور حقوق اقلیت‌هایی چون مسیحیان و زرتشتیان به رسمیت شناخته شده است، اما بهائیان از هیچ حقی برخوردار نیستند.

http://chrr.us/spip.php?article3561

سه شنبه 6 اسفند ماه سال 1387

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس:
تبلیغ بهائیت، وهابیت و صوفیه رویکرد جدید دشمن در رویارویی با نظام اسلامی است


رسا، سرویس سیاسی ـ سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: اوباما در مقابله جدید با انقلاب اسلامی متوسل به ابزار حقوق بشر شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، کاظم جلالی، مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به استقبال رسانه‌های بیگانه از مدعیان فرقه‌های دروغین و همچنین بهائیت، وهابیت و صوفیه در داخل نظام اظهار داشت: اعتقاد داریم دولت جدید اوباما در مقابله با انقلاب خواهان توسل به ابزار حقوق بشر است.

وی در ادامه افزود: مهم‌ترین مسأله‌ای که در دولت اوباما در دستور کار قرار گرفته مسأله هسته‌ای نخواهد بود؛ چون آنها به خوبی واقف هستند که نظام و ملت جمهوری اسلامی بر سر این موضوع اجماع کاملی دارند.

جلالی خاطرنشان کرد: از این رو اعتقاد ما بر این است که دشمنی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به‌دنبال شعار تکراری نقض حقوق بشر از سوی ایران است که در این میان مطرح‌شدن بحث فرقه‌ها و آیین‌های خاصی مورد توجه قرار دارد.

وی با بیان این که به یقین در رویارویی جدید می‌بایست هوشیاری ویژه‌ای نسبت به تحرکات داخلی و خارجی دشمن داشت، تصریح کرد: آمریکا این نکته را به خوبی می‌داند که در خصوص حقوق بشر قرائت‌های مختلف در کشورمان وجود دارد به همین سبب توجه خود را از مسأله هسته‌ای به موضوع حقوق بشر معطوف داشته تا از عدم اجماع کامل بر سر آن بهره بجوید.

نماینده مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: قطعاً دشمنان در رویکرد جدید خود نسبت به ایران دچار شکست خواهند شد؛ چون مسؤولان و مردم به خوبی خواهند توانست این‌گونه مسائل را مدیریت کنند و از امنیتی‌شدن آن جلوگیری کنند.

http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=49037

یکشنبه 4 اسفند ماه سال 1387

یکشنبه ، 4 اسفند 1387 ، 09:36

کمیته پیگیری حق تحصیل دانشجویان بهایی

به تازگی جهت بررسی مشکلات تحصیلی بهاییان ، کمیته ای در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران جهت پیگیری این موضوع تشکیل شده است. در زمینه فعالیت های این کمیته و هم چنین وضعیت تحصیلی و آموزشی بهاییان در ایران گفت و گویی با نوید خانجانی، مسئول کمیته پیگیری حق تحصیل بهاییان انجام داده ایم.

1-    کمیته پیگیری حق تحصیل دانشجویان بهایی به تازگی به کمیته های مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اضافه شده است. درباره نوع فعالیت های این کمیته، اهداف و برنامه های این کمیته توضیح دهید.

چنانکه که از نام کمیته بر می آید ؛ این کمیته به منظور دفاع از یکی از بنیادی ترین حقوق انسانی یعنی حق تحصیل  تشکیل شده است .  هدفی که کمیته به طور اخص در پی تحقق آن است ، دفاع از حق تحصیل دانشجویان و جوانان بهایی در ایران بوده و در حال حاضر به دنبال پیدا کردن راه حلی جهت رفع محرومیت سی ساله جوانان بهائی از تحصیل در دانشگاه های ایران است. از جمله فعالیت های این کمیته ، انعکاس مظالم وارده بر دانشجویان و جوانان بهایی در دانشگاه ها و مدارس ایران ، به منظور روشن ساختن افکار عمومی نسبت به این نقض گسترده و سیستماتیک حقوق جوانان بهایی در ایران است .

در حقیقت محرک و انگیزه ی اصلی تشکیل این کمیته ، منظم ساختن فعالیت های پی جویی حق تحصیل دانشجویان بهایی برای احقاق حقوقشان که تا امروز به صورت پراکنده انجام شده بوده و نیز ایجاد یک مبارزه حقوقی هدفمند ، مدنی ، سیستماتیک و مؤثر در رابطه با احقاق حق تحصیل بهائیان به منظور دستیابی به اهداف و نتایجی نظیر کسب حق تحصیل و آزادی عقیده و بیان در دانشگاه ها بوده است.

لازم به ذکر است که این کمیته فارغ از هرگونه جهت گیری سیاسی ، با سایر گروه های مدافعین حق تحصیل و جنبش های دانشجویی همکاری نموده و دفاع از حقوق آنان را نیز از جمله وظایف خود می داند.

2-    با توجه به اینکه تحصیل از ابتدایی ترین حقوق انسانی است و در منشور حقوق بشر سازمان ملل که ایران آن را به رسمیت شناخته است، تاکید فراوان شده، ولی با این حال در ایران از تحصیل بهاییان به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی جلوگیری می شود، توجیه این نقض صریح حقوق بشر در ایران چیست؟

همانطور که اشاره کردید ایران یکی از امضاء کنندگان منشور بین المللی حقوق بشر سازمان ملل بوده و جمهوری اسلامی موظف به اجرای مفاد این منشور است. با نگاهی به این منشور ملاحظه می فرمائید که طبق ماده ی 2 و ماده ی 18 ، " هر کسی آزادی فکر و عقیده دارد و می تواند بدون هیچ تمایز خصوصا ً از حیث رنگ ، جنس ، نژاد ، مذهب ، عقیده ی سیاسی یا هر عقیده ی دیگر از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه ی حقوق بشر ذکر شده بهره مند گردد." و حال با نگاهی به بند 1 ماده ی 26 ، بند 2 ماده ی 26 و همین طور بند 1 ماده ی 27 شاهد آن هستیم که " آموزش عالی باید بر اساس استحقاق ، به یکسان در دسترس عموم باشد و هرکس آزادانه حق بهره مندی در پیشرفت علمی و فواید آن دارد ." همچنین در ماده ی 26 این اعلامیه ، هدف آموزش و پرورش ، گسترش حسن تفاهم ، دگر پذیری و دوستی میان ملت ها و تمام گروه های نژادی و دینی ذکر گردیده است که ما خلاف آن را در ایران شاهد هستیم ؛ به طوری که دانشگاه به مرکزی از تبعیضات نسبت به اقلیت های دینی و مذهبی و نقض حقوق بنیادین آنان تبدیل گشته است .

حال چه توجیهی را می توان برای زیر پا گذاشتن تعهدات مسئولین و دولت مردان یک کشور به قرارداد ها و تعهدات خویش نسبت به شهروندان جامعه پذیرفت ؟!  

چنین اقدامی اساسا ً با نام دین و تلاش برای بقای اسلام ، توسط برخی از تندرو های اسلامی صورت می گیرد اما در ادامه عده ای از اندیشمندان نظام این اقدامات ضد انسانی نظیر محرومیت بهائیان از تحصیل را با اتکا به نظریه ی نسبیت فرهنگی و این اصل که هر جامعه ای دارای مجموعه ای از آئین ها و ارزش های  فرهنگی است ؛ توجیه می کنند. بر این اساس ، آنان محرومیت بهائیان از تحصیل را نه بی عدالتی و یا نقض حقوق بشر ، بلکه ناشی از فرهنگ و ارزش های موجود در کشور می دانند و با سوء استفاده از تئوری نسبیت فرهنگی به حقوق و آزادی های دانشجویان و جوانان بهایی تجاوز می کنند. در نتیجه عده ای از نخبگان جامعه به دلیل باورهای دینی خود از تحصیل محروم می شوند و عده ای دیگر با امتیازات و سهمیه های مختلف جای آنان را در دانشگاه می گیرند چرا که در حقیقت حضور جوانان بهائی در دانشگاه را خطری برای ارزش های ایدئولوژیک و اسلامی تلقی می نمایند .

3-    در حال حاضر وضعیت دانشجویان و دانش آموزان بهایی به چه شکل است؟

جوانان بهایی از ابتدای انقلاب برای تحصیل در دانشگاه با مشکل روبرو شده و طی اقدامی تحت عنوان " انقلاب فرهنگی " ، دانشگاه ها از دانشجویان و اساتید بهایی تصفیه شد. تا سال 1383 جوانان بهایی حتی از حق شرکت در کنکور و آزمون ورودی دانشگاه نیز برخوردار نبودند اما در اثر فشار های بین المللی ، گزینه مذهب از فرم ثبت نام در کنکور حذف شده و بهائیان بعد از انقلاب اسلامی برای نخستین بار توانستند در کنکور سراسری شرکت کنند. اتفاقا ً در همان سال رتبه های بالایی نیز توسط جوانان بهایی در کنکور کسب شد اما باز هم از ورود آنان به دانشگاه جلوگیری گردید و تنها در سال 85 ، حدود 178 نفر از جوانان بهائی توانستند به دانشگاه راه یابند که بعد از مدتی طبق بخشنامه ای محرمانه از طرف حراست وزارت علوم به حراست دانشگاه ها که در آن ذکر شده بود " به موجب سیاست دولت ، دانشجویان بهائی نمی توانند در دانشگاه های ایران ثبت نام کنند و اگر چنانچه قبلا ثبت نام شده اند باید اخراج گردند " ، این دانشجویان از دانشگاه اخراج شدند. این روند همچنان ادامه دارد و در حال حاضر تنها عده ی معدودی همچنان در دانشگاه ها مشغول به تحصیل می باشند. در کنکور سال 86 و 87 ، نتایج و نمرات اکثر جوانان بهائی به طور کل اعلام نشده و به صورت " نقص پرونده " در کارنامه ی درج گردید. در سال 86 در حدود 800 نفر نقص پرونده شدند که پس از پیگیری های زیاد ، دلیل این امر " بهائی بودن " افراد اعلام شد ؛ در صورتی که در ابتدا در فرم ثبت نام کنکور به دلیل حذف گزینه مذهب در سال 83 در فرم ثبت نام ، هیچ ذکری از دین بهایی نشده بود اما باز هم شاهد شناسایی و محروم ساختن جوانان بهایی از تحصیل بودیم. در سال 87 نیز نتیجه ی کنکور بسیاری از جوانان بهایی به صورت نقص پرونده اعلام شده و باز هم از ورود آنان به دانشگاه جلوگیری به عمل آمد و به عبارتی برای جلوگیری از تحصیل بهائیان ، محدودیت ها به مرحله ی بعد از کنکور انتقال یافته که در این روند عده ای را نقص پرونده کرده و نتایج آنان را در کنکور اعلام نمی کنند ، به عده ای پس از مجاز شدن در نتایج اولیه اجازه ی انتخاب رشته داده نمی شود و عده ای نیز پس از انتخاب رشته و ورود به دانشگاه بعد از مدتی اخراج می شوند.

همچنین اخیرا ً شاهد اذیت و آزار دانش آموزان بهایی نیز هستیم که صرفا ً به دلیل عقیده ی خویش از مدارس اخراج می شوند.

4-    چه پیگیری هایی در این زمینه صورت گرفته است و پاسخ مسئولین به پیگیری ها چیست؟

در سال های گذشته بعد از این اتفاقات یعنی جلوگیری از ورود به دانشگاه و یا اخراج از دانشگاه ها ؛ پیگیری ها و اقدامات زیادی نظیر ارسال نامه به مراجع مختلف ، ملاقات های متعدد با نمایندگان مجلس و همچنین مراجعه به وزارت علوم سازمان سنجش ، شورای انقلاب فرهنگی و ...  و صحبت با مسئولین مربوطه از سوی جوانان بهایی به طور پراکنده صورت گرفت اما هیچ پاسخ درستی به این پیگیری ها داده نشده و حتی گاه در ادامه پیگیری ها شاهد برخورد های تندی از سوی مسئولین بوده ایم. بسیاری از این مراکز و مسئولین خود را بی تقصیر دانسته و از این مسأله اظهار تأسف می کنند و حتی گاهی نامه هایی نیز جهت پیگیری امور به افراد داده می شود ؛ برای مثال یک مرتبه نامه ای از طرف حجت السلام محمد تقی رهبر نماینده و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و رئیس سنی مجلس ، برای پیگیری این قضیه خطاب به وزارت علوم و سازمان سنجش به ما داده شد که در نهایت با ادامه پیگیری ها و رفت و آمد ها ، در دفتر نمایندگان مجلس توسط نیروهای لباس شخصی تهدید شدیم. طی اقدامی دیگر  در همین راستا، در وزارت علوم توسط حراست و مأمورین اطلاعات آن ارگان بازداشت و 10 ساعت مورد بازجویی قرار گرفتیم و برخورد این مأمورین لباس شخصی با ما به حدی ناپسند و دور از اخلاق بود که برخی دیگر از مأمورین حراست در وزارت علوم از ما عذر خواهی و از این برخورد ها اظهار شرمندگی نمودند و در بازرسی بدنی و بازجویی ها و  مسائل دیگر دخالتی نمی کردند که این باعث ناراحتی نیروهای اطلاعاتی شده بود.

5-    مصوب اصلی برای جلوگیری از حق تحصیل بهاییان در ایران چه سازمان یا نهادی است؟ آیا در این زمینه بند قانونی برای جلوگیری از تحصیل بهاییان در قانون وجود دارد و یا دستگاه های ذی ربط به صورت فرا قانونی عمل می کنند؟

همواره عده ای از مسئولین با استناد به مصوبه ی شماره 1327/م/س شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ 6/12/69 ، محرومیت بهائیان از تحصیل را توجیه می نمایند . این مصوبه که به دستور آیت الله گلپایگانی و به تأیید آیت الله خامنه ای می باشد ، رسما ً پذیرش بهائیان در دانشگاه را ممنوع اعلام کرده و بارها در مجامع بین المللی به این مصوبه اشاره هایی شده است .اما نکته جالب این است که با تحقیقات و مراجعاتی که به شورای انقلاب فرهنگی صورت گرفته ، متوجه شده ایم که چنین مصوبه ای در سایت رسمی شورای انقلاب فرهنگی موجود نبوده و همچنین مسئولین دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی اعلام نمودند که این مصوبه با چنین شماره ای وجود خارجی ندارد !  بنابراین اصلا ً مصوبه ای که طی آن بهائیان می بایست از تحصیل محروم شوند ، وجود ندارد . چنین قضیه ای حقیقتا ً باعث شگفتی است که از طرفی طی چند نامه محرمانه که از سوی حراست وزارت علوم منتشر شد شاهد بودیم که برای محرومیت بهائیان از تحصیل به این مصوبه استناد شده ، و از سوی دیگر شاهد انکار این مصوبه از سوی مسئولین در شورای انقلاب فرهنگی هستیم.

همچنین طبق مفاد قانون اساسی ، هیچ بند و اصلی که در آن بهائیان از تحصیل در دانشگاه محروم شوند وجود ندارد و براساس اصل 3 ، 19 ، 23 و 30  قانون اساسی ، دولت موظف است آموزش و پرورش را برای همه ی افراد ملت بدون هیچ گونه تبعیضی در تمامی سطوح فراهم نماید . توجه به اینکه اجرای دقیق قانون اساسی و نظارت بر حسن اجرای آن به یک معنا ، وظیفه ملی و همگانی و مشخصا ً یکی از مهمترین و اساسی ترین وظایف رئیس جمهوریست ( طبق اصل 113 قانون اساسی و مواد 13 تا 16 قانون تعیین حدود و اختیارات و مسئولیت های ریاست جمهوری اسلامی ایران مصوب آبان ماه 1365 ) ما انتظار داریم که ریاست جمهوری بر حسب وظیفه و صلاحیت خویش ، تمهیداتی جهت اجرای صحیح قانون اساسی در ارتباط با حقوق بهائیان و به طور اخصّ محرومیت جوانان بهایی از تحصیل در دانشگاه بیندیشند .

6-    نظر مجامع حقوق بشری در ایران و دیگر نقاط دنیا در مورد وضعیت تحصیل  بهاییان در ایران چیست؟

مجامع حقوق بشری و نهادهای مدافع حقوق بشر ، همواره از حق تحصیل بهائیان در ایران دفاع کرده و پشتیبان دانشجویان و جوانان محروم از تحصیل بهایی بوده اند به طوری که گزارشات و فعالیت های این نهاد ها باعث شد کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه ی 30 اکتبر 2008 ، محرومیت جوانان بهائی از تحصیل در دانشگاه را محکوم نماید و به طور کلی شاهد نتایج مثبت فعالیت های مجامع حقوق بشری در ایران بودیم.

7-    آیا آمار دقیقی از تعداد دانشجویان و دانش آموزان بهایی محروم از تحصیل وجود دارد؟

آمار دقیق و قابل استناد دراین زمینه به پیش از دستگیری گروه 7 نفره مسئولین جامعه بهایی در ایران موسوم به " یاران ایران " باز می گردد که تا مارچ 2007  شمار دانشجویان اخراجی از دانشگاهها ، 128 نفر از مجموع 200  نفر پذیرفته شده در دانشگاه ، اعلام گردیده بود که این روند تا کنون ادامه داشته و قطعا ً  در حال حاضر این تعداد بسیار بیشتر شده است.

البته شمار افراد واجد شرایط بهایی که طی این سی سال از تحصیل و حضور در دانشگاه محروم شده اند را می توان به وضوح بالغ بر هزاران نفر تخمین زد اما چنانکه ذکر گردید ، فعلا ً در این خصوص آمار جدید مبتنی بر اسناد و مدارک دقیقی در دسترس نیست.

8-    برنامه های آتی شما برای جلوگیری از این روند چیست؟

همانطور که در ابتدا بیان شد ، جوانان بهائی محروم از تحصیل پیگیری های خود را برای به دست آوردن حق تحصیل همچنان ادامه می دهند که این پیگیری ها شامل ملاقات با مسئولین مربوطه در دستگاه ها و ارگانهای جمهوری اسلامی و نامه نگاری به مراجع ذی ربط در جهت رفع این تبعیض است و چنان که پیش تر گفته شد ، با ایجاد کمیته پی جویی حق تحصیل بهائیان در مجموعه فعالان حقوق بشر ؛ قصد ایجاد یک مبارزه حقوقی هدفمند ، مدنی ، سیستماتیک و مؤثر در رابطه با احقاق حقوق تحصیلی بهائیان را داریم .

9-    به نظر شما، نگرانی مسئولین در رابطه با بهاییان چیست که حتی اجازه ادامه تحصیل به آن ها داده نمی شود؟

جمهوری اسلامی همانند سایر حکومت های مذهبی ، از تأثیر فرهنگ بر سیاست آگاه بوده و با توجه به اسلامی بودن ایدئولوژی حاکم ، به وسیله انقلاب فرهنگی اقدام به اسلامی کردن مراکز آموزشی و فرهنگی نموده و با تصفیه دانشگاه ها و مدارس از دانشجویان ، استادان و معلمان غیر اسلامی - که بهائیان هم جزئی از آنان بودند به زعم خود قصد حفظ فرهنگ اسلامی و در نهایت حکومت اسلامی را دارد ؛ در صورتی که بهائیان در هر کشوری که باشند مطابق اصول و تعالیم خود تابع حکومت آن کشور بوده ، در سیاست دخالت نمی کنند و تنها در راه آبادی و سربلندی کشور خویش قدم بر می دارند .

یکشنبه 4 اسفند ماه سال 1387

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که حمله به جامعه بهائیت در ایران با اعلام نیمه رسمی برای "انهدام کامل" آنها به سطح خطرناکی رسیده است. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از دولت ایران خواست که فورا تهدید های روزافزون خشونت بار خود را علیه اعضای جامعه بهائیت متوقف کند و افراد بازداشتی اقلیت مذهبی بهائی را که بدون هیچگونه اتهامی در زندان بسرمی برند، آزاد کند. این کمپین همچنین از جامعه بین المللی خواست که آزارو اذیت روزافزون اقلیت مذهبی بهایی را بشدت محکوم کنند.
دولت در طول یکسال گذشته حملات خود را علیه اعضای جامعه بهائیت شدت داده است. در حال حاضر حداقل 30 نفر از بهائیان در سراسر کشور در زندان بسر می برند. بهائیان که جمعیتی حدود 300 هزار نفر دارند اقلیت مذهبی ای هستند که در قانون اساسی ایران برسمیت شناخته نشده اند. بهائیان در طول 30 سال گذشته مورد تبعیض های رسمی قرار گرفتند و حدود 200 نفر از آنها از زمان انقلاب در سال 1357 به بعد اعدام شدند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان – ایسنا- در تاریخ 23 بهمن ماه 1387، قاضی حداد؛ مقام رسمی قوه قضائیه اعلام کرد که دادگاه هفت تن از رهبران جامعه بهائیت بزودی برگزار خواهد شد. در این گزارش به نقل از حداد برخی از اتهامات این افراد "جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام " عنوان شده است.
اعضای رهبری جامعه بهائیت از فروردین ماه 1387 بدون دسترسی به وکیل در بازداشت هستند.شیرین عبادی؛ برنده جایزه صلح نوبل که وکالت آنها را بعهده دارد، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که ایشان هنوز از جزئیات کیفرخواست و محاکمه مطلع نیستند . انتظار می رود که پرونده این متهمین در طول این هفته قبل از دادرسی در اختیار ایشان قرار بگیرد.
بنظر می رسد که شدت حملات مقامات علیه بهائیان یک حیله روابط عمومی ای باشد برای اینکه بتوانند نتیجه دادگاه آنها را تحت تاثیر قرار بدهند. خبرگزاری نیمه رسمی فارس در تاریخ 27 بهمن ماه 1387 گزارش داد که دادستان کل کشور؛ آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی، در نامه ای به وزیر اطلاعات؛ محسن اژه ای نوشت که تشکیلات فرقه بهائیت "در تمامی رده ها غیر قانونی و غیر رسمی بوده و وابستگی آنها به اسرائیل و ضدیت آنها با اسلام و نظام اسلامی محرز و خطر آنها برای امنیت ملی مدلل و مستند است."
گزارش منتشره توسط خبرگزاری فارس در پایان چنین جمعبندی می کند که این نامه مجوزی است از سوی دادستان کل برای "برخورد قاطع با عناصر تشکیلات؛ تا انهدام کامل آنها" .
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی خواست که دادگاه بهائیان را متناسب با معیارهای بین المللی دادرسی عادلانه برگزار کرده و حقوق متهمین را در فضایی شفاف و آزاد تضمین کنند.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد اتهامات اعضای رهبری جامعه بهائیت گفت: "این اتهامات خیلی جدی هستند. همه شواهد، از بازداشت آنها تا همین محاکمه ای که در پیش است، به نظر میرسد گواه بر بی اساس بودن این اتهامات و منشاء سیاسی آنها می باشد." قائمی در مورد دادگاه این متهمین گفت: "محاکمه این افراد، در صورتی که دادگاه نتواند این اتهامات را بطور علنی ثابت کند و اگر امکان دفاع مناسب برای آنها فراهم نشود، کاملا بی اعتبار خواهد بود، و در چنین وضعیتی، این دادرسی چیزی بیش از یک تعقیب و آزارشبیه توهمات قرون وسطایی نخواهد بود."
دولت ایران همواره مذهب بهایی را به ابزار دولت اسرائیل متهم کرده اما هرگز اطلاعاتی برای اثبات این اتهام ارائه نکرده است. در تبلیغات رسمی همواره برای اثبات این اتهام به این که مرکز بین المللی بهائیان در حیفا، اسرائیل قرار دارد اشاره می شود. اما تاسیس این مرکز به زمان تبعید موسسان آن به دوران امپراتوری عثمانی در سال 1868 میلادی بر می گردد

http://khordaad.com/sNews.aspx?Id=506

جمعه 2 اسفند ماه سال 1387

تابناک:بیانیه مرکل و اروپا علیه محاکمه 7 بهایى

صدر اعظم آلمان و اتحادیه اروپایى در بیانیه هاى جداگانه از اتهام مقام هاى جمهورى اسلامى علیه هفت عضو رهبر جامعه بهائى ایران ابزار نگرانى عمیق کردند.

در اردیبهشت ماه سال جارى هفت نفر از رهبران جامعه بهایى در ایران بازداشت شدند.

این افراد به جاسوسى براى اسرائیل، توهین به مقدسات دینى و تبلیغ علیه جمهورى اسلامى متهم شده اند که در صورت محکومیت مى تواند مجازات سنگین را براى آنها به دنبال داشته باشد.

اولریش ویلهلم، سخنگوى آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان در بیانیه اى پیرامون بازداشت رهبران بهائى گفت: « تداوم وضعیت موجود یا ادامه اقدامات، در شرایطى که با استانداردهاى بین المللى سازگارى ندارد، به روابط (ایران) با جامعه جهانى صدمه خواهد زد.»

وى گفت: برخى نشانه ها حاکى از آن است که بهائیان بازداشت شده در بهار سال
۲۰۰۸
پس از یک محاکمه سریع محکوم خواهند شد.

به گفته اولریش، کاردار ایران در برلین براى مذاکره پیرامون این موضوع با یک مقام رسمى آلمان، احضار شده است.

وى افزود: «صدراعظم عمیقا از وضعیت بازداشتى ها، محاکمه پیش رو و عدم حضور وکیل در دادگاه نگران است.»

به گفته قاضى حسن حداد، معاون امنیت دادسراى تهران، پرونده این افراد قرار است در دادگاه انقلاب رسیدگى شود.

در همین حال، اتحادیه اروپا نیز در بیانیه اى با ابراز نگرانى عمیق از اتهام هاى وارده به این افراد گفته است: مقام هاى ایرانى این افراد را هشت ماه بدون تفهیم اتهام در زندان نگهداشته اند و آنها در این دوره به وکیل دسترسى نداشته اند.

اتحادیه اروپا مى گوید که نگران است رهبران جامعه بهائى ایران به صورت عادلانه محاکمه نشوند و در اقدامی مداخلخ جویانه از مقام هاى جمهورى اسلامى خواسته است که به ناظران مستقل اجازه دهد تا بر روند قضایى نظارت داشته باشند و اتهام هاى مطرح شده را مطالعه کنند.

پیشتر، آمریکا و بریتانیا نیز در واکنش هاى جداگانه اى از بازداشت رهبران بهائى ابراز نگرانى کرده و خواستار آزادى آنها شده بودند.

علیرضا جمشیدى، سخنگوى قوه قضاییه ایران، روز سه شنبه در کنفرانس خبرى خود با اشاره به اینکه بهائیان دستگیر شده تا هفته دیگر محاکمه مى شوند گفت که آنها به وکیل دسترسى خواهند داشت. 

http://tabnak.ir/pages/?cid=37582

پنجشنبه 1 اسفند ماه سال 1387

ابراز «نگرانى عمیق» اتحادیه اروپا از وضعیت هفت زندانى بهائى در ایران

(02.18.09) (30.11.87)

ژنو
سرویس خبری جامعۀ جهانی بهائی
۱٨ فوریه ۲۰۰۹ ( ٣٠ بهمن ۱۳۸۷)

اتحادیه اروپا در بیانیه اى که روز گذشته منتشر کرد از تصمیم ایران براى محاکمه رهبران زندانى جامعۀ بهائیان ایران به اتهام جاسوسى و جرائم دیگر «عمیقا ابراز نگرانى» کرد.

جامعۀ جهانى بهائى با تأکید بر بیگناهى این افراد ادعاهاى رژیم ایران را «تشدید اقدامات روشمند در جهت تنگ کردن عرصه بر بهائیان» دانست و خواستار آزادى فورى این زندانیان شد.

انتشار بیانیه اتحادیه اروپا مصادف با افزایش شعارهاى تند علیه بهائیان توسط مقامات ایرانى است که اعلام کرده اند محاکمه این هفت نفر در هفته آینده برگزار خواهد شد.

هفت تن رهبران جامعۀ بهائیان ایران از هشت ماه پیش در تهران زندانى هستند. در این مدت هیچ سندى بر علیه آنها ارائه نشده و به آنها اجازه دیدار با وکیل شان خانم شیرین عبادى، برندۀ جایزه نوبل، نیز داده نشده است. سى بهائى دیگر نیز در ایران زندانى هستند و هشتاد نفر هم تنها به قید ضمانت آزاد شده اند.

در بیانیه اتحادیه اروپا آمده است: «رهبران بهائیان ایران بعد از این زندان طولانى، و بیرون از روند قانونى، احتمالا از محاکمه‌اى عادلانه برخوردار نخواهند شد.»

«به همین دلیل اتحادیه اروپا از جمهورى اسلامى ایران مى خواهد به ناظران مستقل اجازه شرکت در جریان محاکمه آنها را بدهد و در اتهامات وارده به این افراد تجدید‌ نظر کند.»

این بیانیه را تمام ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا همراه با ترکیه، کرواسى، مقدونیه، آلبانى، مونته نیرو، آیسلند، نروژ، اوکراین، و جمهورى مالدووا تأیید کرده اند.

روز گذشته در برزیل نیز، رئیس کمیسیون حقوق بشر مجلس فدرال نمایندگان در نامه سرگشاده اى به ایران خواستار آزادى زندانیان بهائى شد.

پومپه ئو ماتوس، رئیس کمیسیون حقوق بشر مجلس ملى قانونگزارى، بیانیه برزیل را امضا کرده است. آقاى ماتوس گفت: «اعتقادات و اعمال بشردوستانه و صلحجویانه اى که بهائیان در برزیل با آن شناخته مى شوند اسباب احترام و اعتبار این جامعه در میان حامیان حقوق بشر در برزیل شده است. به همین دلیل هیچ دلیلى براى تردید در گفته هاى آنها وجود ندارد.»

در روزهاى گذشته بیانیه هاى قاطع دیگرى نیز به حمایت از بهائیان ایران از جانب دولت ها و مجالس کشورهاى مختلف از جمله کانادا، آلمان، بریتانیا، و ایالات متحده صادر شده است.

همزمان خبرگزارى رسمى جمهورى اسلامى به نقل از یک سخنگوى قوه قضائیه خبر داد این هفت نفر ظرف یک هفته براى «شنیدن کیفرخواست به دادگاه احضار خواهند شد.»

بنا به گزارش ایرنا، خبرگزارى جمهورى اسلامى ایران، علیرضا جمشیدى، سخنگوى قوه قضائیه در نشست خبرى هفتگى‌اش به خبرنگاران گفته است «این هفت نفر مرتکب جرائمى از جمله جاسوسى براى اجانب» شده اند.

هرچند این افراد تا کنون امکان دسترسى به وکیل نداشته اند اما آقاى جمشیدى گفت که بهائیان «قطعا در مرحله دادگاه مى توانند از وکیل استفاده کنند.» آقاى جمشیدى این سخنان را یک روز پس از آن ایراد کرد که دادستان کل ایران از قصد حکومت براى «انحلال کامل» تشکیلات بهائى در ایران صحبت کرد.

بنا به گزارش خبرگزارى فارس، آیت الله قربانعلى درى نجف آبادى، دادستان کل ایران، گفته است: «تشکیلات فرقه ضاله بهائیت در تمامى رده ها غیرقانونى و غیر رسمى بوده و وابستگى آنها به اسرائیل و ضدیت آنها با اسلام و نظام اسلامى محرز و خطر آنها براى امنیت ملى، مدلل و مستند است، لازم است با هر نوع تشکیلات جایگزین که در حکم بدل از اصل عمل نمایند، طبق مقررات برخورد شود.»

دیان علائى، یکى از نمایندگان جامعه جهانى بهائى، مى گوید فعالیت هاى رهبران زندانى جامعه بهائى در جهت پاسخ به نیازهاى اولیه ادارى و روحانى جامعه سیصد هزار نفره بهائیان ایران بوده است. به گفته وى تلاش آیت الله نجف آبادى براى «خطرناک» جلوه دادن اعمال این جمع به کلى بى اساس است و حکومت ایران هم بخوبى واقف است که هیچ حقیقتى در این ادعاها نیست.

خانم علائى، نماینده جامعه جهانى بهائى در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو، گفت: «دادستان کل چطور مى تواند تجمع کاملا بى آزار جمعى را، که براى راهنمائى معنوى و اداره امورى مثل ازدواج یا دفن مردگان یا تشکیل کلاس هاى درس اخلاق براى بچه هاى یک جامعه گرد هم مى آمده اند، تهدیدى براى امنیت ملى ایران بداند؟»

«پس از ممنوعیت تشکیلات بهائى ایران در سال ۱۹۸۳(۱۳۶۲) دولت این کشور همواره در جریان فعالیت هاى این هیأت ویژه بوده و از آن خبر داشته است.»

«از نظر حکومت ایران’جرم‘ واقعى این هفت نفر که در حال حاضر در زندان اوین هستند- و سى نفر دیگرى هم که در ایران زندانى اند- این است که اعتقاد دینى آنها با اکثریت مردم ایران متفاوت است، و این موضوع براى رژیم فعلى ایران قابل قبول نیست.»

خانم علائى در باره سخنان روز گذشته آقاى جمشیدى نیز صحبت کرد. آقاى جمشیدى در پاسخ به سؤالى پیرامون اظهارات آیت الله نجف آبادى گفته بود: «هر گونه فعالیتى که این افراد بخواهند علیه کشور، نظام و اسلام داشته باشند قطعا جرم است و جلوگیرى به عمل مى آید.»

دیان علائى گفت: «واقعیت این است که دیانت بهائى تنها دیانت مستقل جهان، به جز اسلام، است که به حقانیت حضرت محمد و منشاء الهى قرآن -در کنار کتاب هاى مقدس همه ادیان بزرگ دیگر جهان- قائل است. هیچ چیز مخالف با اسلام یا ایران در آئین بهائى، آموزه‌هایش و یا رفتار پیروان آن وجود ندارد. دولت نمى تواند تعبیر خودش از بهائیت را به این آئین نسبت بدهد و بعد مدعى شود که آئین بهائى ضد-اسلامى است.»

«در حقیقت زندگى هفت رهبر جامعۀ بهائى که در حال حاضر زندانى هستند نشان دهنده تلاش مستمر آنها براى پیشرفت کلى جامعۀ ایران از راه گسترش تحصیلات و توسعه اقتصادى و اجتماعى و تعهد به موازین اخلاقى است.»

اوایل هفته جارى بیل رامل، یکى از مقامات ارشد وزارت امور خارجه بریتانیا، در بیانیه اى نوشت: «به نظر مى رسد دولت ایران بیش از پیش از اتهاماتى مبهم براى مقابله با مدافعان حقوق بشر و اقلیت هاى مذهبى استفاده مى کند.»

آقاى رامل افزود: «مشکل مى توان باور کرد که بازداشت این افراد صرفا به خاطر اعتقادات مذهبى و استفاده صلح آمیزشان از حق آزادى بیان و ارتباط با دیگران نباشد.»

http://news.persian-bahai33.org/story/73

پنجشنبه 1 اسفند ماه سال 1387

به نام حق و عدالت

حسن یوسفی اشکوری - پنجشنبه 1 اسفند 1387 [2009.02.19]

اخیرا در ارتباط با بهاییان ایران بیانیه ای باعنوان "ما شرمگینیم" انتشار یافته که تقریبا 270 نفر از نویسندگان، ‏پژوهشگران، روزنامه نگاران، سینماگران و روشنفکران ایرانی مقیم خارج از کشور آن را امضا کرده اند. ‏

اگرکسی اندک آشنایی با تاریخ معاصر ایران ( از آغاز قاجاریه تا کنون ) داشته باشد می¬داند که این اقدام و این ‏بیانه ازجهات مختلف و بویژه از منظر آزادی و برابری و در یک کلمه "حقوق بشر" و سیر آزادی خواهی در ‏ایران بسیار مهم و به عبارتی نقطه عطفی اثرگذار شمرده می¬شود. واقعیت تلخ این است که از آغاز ظهور پدیدة ‏دینی – اجتماعی بابیت و بهاییت در نیمه دوم سدة سیزدهم هجری در ایران، بهاییان همواره در جامعه مسلمان این ‏کشور مورد نفی و طرد و آزار قرار گرفته و رخدادهای تلخ و خونینی در جدال این گروه نوآئین با مسلمانان و ‏حکومتهای وقت در نواحی مختلف ایران پدید آمده است که هنوزهم در اشکال مختلف در جریان است.‏

در این که چرا چنین بوده و چرا با بهاییان چنین رفتارهایی صورت گرفته از منظر صرف تاریخی چندان جای ‏بحث و مناقشه نیست، چراکه در تمام ادوار تاریخ بشر جدال نوآئینان با کهنه آئینان وجود داشته و می¬توان گفت تا ‏همین اکنون نیز یک برخورد عادی و معمول بین دو گروه بوده و هست. این رخداد البته ربطی به درستی و یا ‏نادرستی افکار نوجویان ویا دلبستگان افکار و آداب کهن ندارد، مسأله بیان واقعیت تاریخ است. این رخداد بین ‏پیامبران هر دینی با افکار و ادیان مردم زمانشان نیز همواره وجود داشته است. در تاریخ درونی تمام ادیان ‏تاریخی و نهادینه شده کنونی ( زرتشیت، یهودیت، مسیحیت و اسلام ) نیز همواره جدالهای سختی بین دگراندیشان ‏انشعابی وحتی گاه به مراتب کمتر از آن با اکثریت دینداران اندکی متفاوت اندیش پیش آمده است. صرفابه عنوان ‏نمونه می توان به برخورد تند و خشن و خونین کاتولیک ها با پروتستانها و بعد پروتستانها با کاتولیک ها از سدة ‏شانزدهم تا حداقل هجدهم و کشار های گسترده از هردوطرف در سراسر اروپا اشاره کرد که یک نمونه آن کشتار ‏سنت بارتلمی پاریس است که گویا طی آن حدود 30000 پروتستان کشته شدند. مسأله اصلی این است که دینداران ‏رایج و رسمی همواره دگر اندیشان بویژه انشعاب کنندگان و خارج شدگان از دین خود را منحرف و مرتد و در ‏نهایت دشمن خدا و پیامبر دینشان و لاجرم دشمن خود و جامعه دینی مشروع حاکم می دانند و براین باورند که به ‏عنوان یک تکلیف شرعی و برای کسب رضایت خداوند و پیامبرش و برای محافظت از کیان و موجودیت دین ‏خود متعهدند که بکوشند. این منطق ثابت برخورد خشن دینداران حاکم هر عصری با مرتدان دینشان است. ‏مخصوصا باید به این نکته مهم توجه داشت که احتمالا در آغاز این دگراندیشی ها مسأله فقط دینی بوده اما بعد ها ‏بویژه زمانی که دگر اندیشی به انشعاب جدی و کامل برسد، عوامل متعدد سیاسی و اقتصادی و حتی انگیز ه های ‏شخصی و گروهی و طبقاتی در این جدالها نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای پیدا می¬کنند و این عوامل به گسترش و ‏تداوم درگیریها و جنگها یاری می¬رسانند. اگر به ماجرای تاریخ بهاییان ایران در گذشته و حال صرفا از منظر ‏تحلیل و تعلیل تاریخی بنگریم، ماجرای قابل فهم و بی ابهامی است و چنین مواجهه ای تکرار چند هزار باره در ‏تاریخ ایران و جهان و اسلام است. این ماجرا اندکی پس از آغاز گسترش و عمومی شدن آن با عوامل سیاسی و ‏اجتماعی و فرهنگی از دو طرف در آمیخت و این آمیختگی ها بر جدالها و پیچیدگی روابط فیمابین افزود.‏

اما اکنون بیش از 150 سال از آغاز آن ماجرا و جنبش بهاییگری گذشته و ما در طول این دوران نه چندان کوتاه ‏تغییرات و تحولات مدنی و فرهنگی و سیاسی زیادی را تجربه کرده و دو انقلاب اجتماعی و سیاسی بزرگی را ‏پدید آورده و پشت سر نهاده¬ایم و شگفت این که در این زمان دراز از نظرحقوق انسانی و شهروندی "مسأله ‏بهاییان" همچنان نه تنها لاینحل مانده که حتی در دوران اخیر پیچیده تر و تاحدودی وخیم¬تر هم شده است. در این ‏میان نکته بسیار مهم آن است که در این دوران طولانی بهاییت و حقوق ایرانی و شهروندی پیروان کیش بهایی به ‏کلی فراموش شده و در واقع در ابهام و سکوت بر گزار شده است، به گونه ای که گویا کیشی به نام بهایی در ‏ایران وجود ندارد و شمار قابل توجهی از ایرانیان باعنوان پیروان این کیش در این میهن مشترک زندگی نمی¬کنند. ‏این سکوت و حتی طرد از سوی دینداران مسلمان تا حدودی قابل فهم و درک است اما این سکوت و فراموشی ‏عمدی و غیر عمدی در ذهن وزبان غیر مذهبی ها و سکولارها و عناصر دموکرات و آزادیخواه و یا چپ غیر ‏مذهبی نیز دیده می¬شود. در تمام گفته ها و نوشته های آزادیخواهان و عدالت طلبان ماقبل مشروطه تا همین حالا، ‏تقریبا سخنی از این شمار ایرانیان و طرح حقوق شهروندی بهاییان نمی¬رود. در قانون اساسی مشروطه نه تنها ‏یادی از حقوق اینان نیست بلکه بهاییان در تحولات و رخداد های سیاسی و اجتماعی حضور اعلام شده نیز ندارند. ‏حتی در آن زمان "بابی" بودن یک اتهام بود. در انقلاب اسلامی 57 و قانون اساسی جمهوری اسلامی هم این ‏سکوت سنگین تر مشاهده می¬شود. احتمالا علت اصلی ( وشاید یکی از دلایل اصلی ) این بوده است که "مسأله ‏بهاییان" همواره به عنوان یک "تابو" بوده و کسی جرأت نزدیک شدن به آن و طرح آن مسأله را در گسترة ‏عمومی در خود نمی دیده و نمی بیند. شگفت این که در این میان عناصر غیر مذهبی و حتی ضد مذهبی نیز مقهور ‏و مغلوب این فضا و این تابو شده اند. با توجه به این سانسور و بایکوت گسترده و دیرپاست که در این دوران کمتر ‏پژوهشگری به خود اجازه داده است که در باره این طایفه تحقیق کند و مردم را با افکار، عقاید، آداب دینی و ‏اجتماعی، متون و تاریخ درست و جامع بهاییت و بهاییان آشنا کند و جدای از جدالهای مذهبی وسیاسی و درستی و ‏نادرستی های اعتقادی، بگوید که اینان کیستند و چه می گویند و در تاریخ معاصر ایران چه نقشی بازی کرده اند. ‏از این رو امروز نه تنها مردم عادی حتی پژوهشگران ایرانی نیز به درستی نمی¬دانند که دین و عقاید بهایی چگونه ‏است و اساسا منابع مکتوب و درست و مورد اعتماد و وافی به مقصود در این زمینه در ایران وجود ندارد و یا ‏بسیار اندک است. در مقابل تا دلتان بخواهد ردیه نویسی های معمول و غالبا بی مایه و غیر علمی و همراه با ‏تعصبات کور مذهبی در دست است که بسیاری از اینها حتی ارزش دیدن هم ندارند. به نظر می¬رسد که بایکوت و ‏سانسور بهاییان در ایران حتی به جریان آزاد اطللاعات و کار پژوهش در ایران نیز آسیب رسانده است. به هر ‏حال رخداد بهاییت در ایران عصر قاجار بخشی از تاریخ کشور ما است وشناخت درست و علمی و بی طرفانه آن، ‏شناخت پاره ای از تاریخ عمومی و دینی – اجتماعی سرزمین ایران شمرده می¬شود.‏

حال چنین می¬نماید که وقت آن رسیده است که به این سانسور و سکوت و بایکوت پایان داده شود و روشن است که ‏این مسؤلیت پیش از هر چیز و بیش از هرکس بر عهده روشنفکران و پژوهشگران است که به این فقر و خلاء ‏پژوهشی پایان دهند و آنگاه روشنفکران و عناصر دموکرات و آزادیخواه و حقوق بشری هستند که باید به مقتضای ‏تعهد انسانی و اخلاقی شان برای تأمین حقوق دریغ شده این گروه بکوشند، همان گونه که این تعهد در مورد تمام ‏شهروندان ایرانی با هر دین و مسلک و مرام سیاسی و یا اجتماعی وجود دارد. اساس دموکراسی و بویژه حقوق ‏بشر بر اصل برابری انسانها است. براساس اصل دموکراسی و حقوق ذاتی و طبیعی بشر هر کسی که ایرانی است ‏و در چهارچوب جغرافیای سیاسی ایران زندگی می¬کند با هر ایرانی دیگر برابر است و در این منطق هیچ کس از ‏دیگری ایرانی تر نیست. این منطق را ظاهرا ما از زمان مشروطیت پذیرفته ایم اما در عمل هنوز در دوران پیش ‏از مشروطه به سر می¬بریم.‏

در حوزه فرهنگ عمومی به نظر می¬رسد که مشکل اساسی در برخی از باور های مذهبی باشد. در این مورد جای ‏بحث و مناقشه بسیار است که اکنون نمی توانم وارد آن بشوم، فقط خدمت عالمان و فقیهان محترم پیشنهاد می¬کنم ‏که به مقتضای تعهد علمی در چهار چوب کلیات دیدگاه اسلامی و در مرحله بعد قواعد ناب فقهی و اجتهاد اصولی ‏در این مورد تأمل کنند و مجتهدانه با رعایت عقل و علم و زمان به فتوا برسند. از جمله به این پرسش به طور ‏جدی پاسخ دهند که فرضا نسل نخست بهاییان مرتد بوده اند، چرا وبه چه دلیل فقهی نسلهای بعد تاروز قیامت مرتد ‏باشند؟ مگر حکم فقهی بهاییان با حکم مسلمان مسیحی و یا یهودی شده فرق دارد؟ در این میان اهل کتاب بودن ‏تأثیری ندارد چرا که وقتی کسی از اسلام بر می¬گردد فرقی نمی¬کند که به کدام دین و یا اساسا بی¬دینی می گرود. ‏وانگهی امروز ما در دنیایی زندگی می¬کنیم که برابری حقوق ذاتی انسانها اصل بنیادین تنظیم روابط اجتماعی ‏شمرده می¬شود و نمی توان هیچ شهروندی را به دلیل فکر و عقیده و نژاد و مذهب و دیگر تعینات بشری از این ‏حقوق برابر محروم کرد. روزی شیخ فضل الله نوری می گفت در اسلام اصل تبعیض حقوق است نه تساوی ‏حقوق. آیا پس از یک قرن از آن روزگار هنوز فقیهان ما همان گونه می¬اندیشند؟ اگر چنین است، در این صورت ‏ادعای انسانی بودن اسلام و عادلانه بودن شریعت اسلامی به چه معنا است؟ روزگاری شیخ اعظم مرتضی ‏انصاری در همان آغاز کار بهاییت در برابر پرسش های مکرر مقلدان در باره حکم شرعی این گروه مسؤلانه ‏گفت که چون اطلاعی از این طایفه ندارد نمی¬تواند اظهار نظر کند ( نقل به مضمون ). پیشنهاد می¬کنم که حضرات ‏علما پژوهش علمی و اجتهادی در باره افراد و جریانهای دگر اندیش مذهبی و غیر مذهبی و بویژه بهاییت را جدی ‏تر از گذشته در دستور کار قرار دهند و به پرسش های روزگار خود در عین پایبندی به محکمات دینی پاسخهای ‏عادلانه و خرد پذیر و قابل دفاع و قابل اجرا بدهند. کاری که برخی از مجتهدان از جمله ایت الله منتظری با دلیری ‏آغاز کرده اند. این که ایشان صریحا و به شکل مکتوب از حقوق انسانی و شهروندی بهاییان ایران دفاع کرده و ‏اموال و جان و دیکر حقوق آنها را غیر قبول تعرض دانسته اند، گام مهمی در چهار چوب فقه و اجتهاد شیعی ‏است. به هر حال سکوت و بی تفاوتی در این باب نه تنها مشکلی را جل نمی¬کند که بر مشکلات می¬افزاید و در ‏عمل نیز راه تعدی بر حقوق شهروندی شماری از هموطنان را باز می¬کند.‏

‏ واما در اینجا سخنی نیز با مسؤلان نظام جمهوری اسلامی دارم. هنوز 30 سال از عمر این نظام برآمده از انقلاب ‏نگذشته و هنوز رهبران اصلی نظام از مبارزان علیه رژیم مستبد پهلوی هستند و هنوز وعده های داده شده در ‏دوران مبارزه ضد استبدادی بوسیله رهبر فقید انقلاب و دیگر پیشتازان از یادها نرفته است، به مردم بگویید که بنا ‏بود در "نظام عدل اسلامی" در میان "ملت ایران" از نظر حقوقی و استفاده از امکانات ملی و فرصتها تفاوت و ‏تمایز و تبعیض باشد؟ به طور مشخص می¬پرسم بنا بود که فقط مسلمانان شیعی خط امامی معتقد به ولایت مطلقه ‏فقیه و ذوب در این ولایت آزاد باشند و تمام امکانات و فرصتهای کشور در اختیار مطلق همین "فرق ناجیه" باشد؟ ‏اگر چنین بود چرا در همان دوران مبارزه و انقلاب این را به مردم نگفتید؟ یقین دارم که شما در عالم نظر به این ‏پرسشهای من پاسخ منفی می¬دهید، در این صورت بفرمایید که در حال حاضر مساوات حقوقی به معنای درست و ‏جامع آن و حتی به طور نسبی در نظام تحت مدریت شما برقرار است؟ می¬توانید به این پرسش پاسخ مثبت دهید؟ و ‏اگر پاسختان مثبت باشد فکر می کنید کسی باور می¬کند ؟ هزاران شاهد و گواه روشن و غیر قابل انکار این دعوی ‏را تکذیب می¬کند.‏

به هر حال روشن است که انقلاب ایران در تداوم جنبش مشروطه برای آزادی و عدالت بود و این دو آرمان بلند ‏در صورتی محقق می¬شوند که اصل برابری و مساوات حقوقی بر بنیاد نظریه حقوق ذاتی و طبیعی انسان بدون ‏کمترین تبعیض و تعینی در تمام عرصه های زندگی فردی و اجتماعی "شهروندان ایرانی" کاملا رعایت شود. این ‏یک قاعده اساسی و بی ابهام است و نمی¬توان آن را نادیده گرفت و یا توجیه کرد. حال می پرسم که آیا جماعت ‏بهایی ایران در شمار "ملت ایران" نیستند؟ حقوق این گروه ایرانی در قانون اساسی ایران کجاست؟ قطعا در برابر ‏من مسلمان مسأله "اهل کتاب" را مطرح می¬کنید و انعکاس آن در قانون. در پاسخ عرض می¬کنم: اولا طرح ‏موضوع اهل¬کتاب و مقرراتی که برای آنها در فقه مقرر شده در قانون اساسی اشتباه بود چرا که آشکارا در ‏تعارض با اصل مساوات کامل و حقوق شهروندی دموکراتیک است و این استثنا شمار قابل توجهی از شهروندان ‏ایرانی را از حقوق مسلم انسانی شان محروم می¬کند. ثانیا اشکال اساسی تر این است که در قانون اساسی اساسا ‏برای غیر اهل کتاب ( اسماعیلیه، زیدیه، بهاییان، بی¬دینان و امثال آنها ) حقوق شهروندی تعریف شده ای مطرح ‏نشده است. ثالثا وقتی در برخی از اصول قانون اساسی که به مساوات حقوقی تصریح شده و هرنوع عقیده را آزاد ‏دانسته و یا تفتیش عقیده را ممنوع اعلام کرده است، بدان معنا است که غیر مسلمان شیعی و یا غیر اهل کتاب می¬‏توانند از آزادیهای مذهبی بر خوردار باشند و صرفا به دلیل داشتن دین و عقیده خاص از حقوق اجتماعی محروم ‏نشوند. در این صورت معنا ندارد که بگوییم فلان فرد و یا گروه در عقاید خود آزاد است اما حق درس خواندن و ‏اشتغال و تبلیغ عقیده راندارد. این که مصداق "کوسه و ریش پهن" است. حال اگر در اصول قانون اساسی و یا در ‏تعامل فقه و حقوق شهروندی مدرن تعارض وجود دارد، مشکل شما است و نباید شهروندان ایرانی تاوان آن را ‏بدهند. رابعا از همه این مباحث بگذریم، به هر حال بهاییان و دیگران امروز در جامعه اسلامی و در پناه نظام ‏حکومتی این کشور زندگی می¬کنند، آیا مقررات مربوط به "مستأمن" در باره انها صادق نیست؟ آیا نباید اینان در ‏نظام اسلامی احساس امنیت کنند و مال و جان و آبروی شان محفوظ باشد و از حداقل امکانات زندگی و درس و ‏اشتغال بر خوردار باشند؟ آیا درست است که آنان از تحصیل در مدارس و دانشگاه محروم اند؟ آیا راست است که ‏همواره حتی مرده هایشان در گورستان امنیت ندارند؟ کدام قانون دینی و کدام قاعده روشن فقهی چنین رفتارهای ‏زشت و غیر انسانی را مجاز می¬شمارد؟ آیا تصور می¬شود که این نوع رفتارها به سود دین و دینداران است؟

‏ دراینجا فقط یک مسأله باقی می¬ماند و آن اتهاماتی است که مسؤلان در مورد بهاییان و دراویش و یا دیگران ‏مطرح می¬کنند. من نه بازجو هستم و نه قاضی و لذا در این زمینه اظهار نظر نمی¬کنم، فقط به عنوان یک مسلمان ‏ویک ایرانی خیر خواه، که آشکارا دین و کشورم را در معرض اتهام می بینم، تقاضا می¬کنم دادگاه متهمان را در ‏یک شرایط عادلانه و با رعایت کامل موازین حقوقی برگزار کنید تا هر نوع شبهه و تردید بر طرف و احتمالا از ‏هر نوع سؤء استفاده جلوگیری شود. اگر چنین نکنید، هیچ کس در داخل و خارج ادعای شمارا باور نخواهد کرد. ‏شما که مدعی هستید دلایل و مستندات قطعی و محکمه پسند دارید، چرا نباید از تشکیل دادگاه علنی و قانونی ‏استقبال کنید؟ ‏

از آنجا که این نوع رفتارها موجب شده است که اسلام و انقلاب اسلامی ایران زیر سؤال برود و شماری جاهل و ‏یا مغرض بر این دعوی پای بفشارند که از اول نیز قرار بوده است که همین کارها بشود و فقط برای عوام فریبی ‏وعده های دیگری دادند، تا آنجا که به من به عنوان یک روحانی مسلمان انقلابی در دهه چهل و پنجاه مربوط می¬‏شود، باید صادقانه شهادت بدهم که من ( و دیگرانی چون من ) در آن زمان هرگز فکر نمی¬کردیم که بنا است در ‏نظام حکومت اسلامی تبعیض حقوقی برقرار شود و دگر اندیشان غیر مسلمان و و حتی مسلمان از حقوق انسانی ‏برابر محروم باشند. این در حالی بود که کم و بیش با شریعت و فقه اسلامی نیز آشنا بودم. شاید ساده اندیش بودم و ‏موانع را نمی دیدم اما فکر می کردم که این قواعد و احکام غیر قابل اجرا در این روزگار با اجتهاد علمی و زنده ‏متحول خواهند شد. در ایجا نمی¬توانم بیش از این در این مورد سخن بگویم اما با بیان دو خاطره احساس و ذهنیت ‏خود را از آن ایام برای نسل امروز باز می¬گویم.‏

در اواسط دی ماه 57 به مناسبت ایام ماه صفر برای یک سفر تبلیغی در صغاد آباده بودم. شبی دو جوان به دیدن ‏من آمدند و از من برای حمله شبانه به محل مذهبی بهاییان آن منطقه ( حظیرة القدس ) و به دست آوردن اسناد آنجا ‏و در نهایت تخریب آن اجازه خواستند. از این پیشنهاد غیر منتظره و عجیب چنان ناراحت و در عین حال بیمناک ‏شدم که تا احظاتی قدرت تکلم و عکس العمل نداشتم. پس از آن با تمام قوا کوشیدم که آن دو جوان پرشور را از این ‏کار بازدارم. برای اینان استدلال کردم که قرار نیست در حکومت اسلامی کسی به خاطر دین و عقیده اش مورد ‏آزار قرار بگیرد بلکه قرار است همه در دین وعقیده و فکر خود آزاد باشند. بویژه به یاد دارم به سخنان امام ‏خمینی به عنوان رهبر دینی انقلاب استناد کردم. با استدلال و حتی خواهش و اصرار این دوستان را از کار ‏نادرستشان باز داشتم. ظاهرا قانع شده و رفتند. هرچند دوشب بعد آمدند و گفتند که به محل مورد نظر رفته و ‏اوراقی را به دست آورده اند ولی از تخریب خوداری کرده اند. مشتی اوراق به من دادند که ببینم چه هستند. سخت ‏ملامتشان کردم. البته بگویم که آن کاغذ پاره ها نیز چیزی جز برخی قبضهای رسید حق عضویت و اوراق تبلیغ ‏مذهبی نبودند.‏

‏ خاطره دیگر مربوط است به پس از انقلاب. زمانی که من در انتخابات مجلس اول از حوزه انتخابیه شهسوار ( ‏تنکابن بعدی ) و رامسر انخاب شدم، دونفر به دیدن من آمدند و خود را نماینده جامعه بهایی شهر معرفی کرده و ‏متنی را به من دادند و گفتند که برای تبریک آمده اند. متن را خواندم. در آن ضمن تبریک و ادای احترام فراوان به ‏اسلام و پیامبر، در خواست کرده بودند که در نظام جمهوری اسلامی اجازه داده شود که بهاییان ایران نیز از ‏حقوق مدنی و شهروندی برخوردار شوند و به این محرومیت طولانی پایان داده شود. البته افزوده شده بود که ‏بهاییان طبق عقیده مذهبی شان همیشه از کار سیاسی اجتناب می¬کنند و فقط به ایران می اندیشند و می خواهند ‏ایرانی باشند ( از آنجاکه متن را اکنون در اختیار ندارم مضمونا نقل می¬کنم ). من نیز ضمن تشکر گفتم که انقلاب ‏برای آزادی و عدالت برای همه است و امیدوارم که همه از آن برخوردار شوند و بهایی ها هم ایرانی اند. بعد ‏افزودم البته در این مسیر یک سلسله موانع فرهنگی وجود دارد که رفع آنها به زمان احتیاج دارد و انتظار دارم که ‏شما نیز صبور باشید و در استیفای حقوقتان شتاب نکنید. با این همه من به عنوان نماینده مجلس در حد توان از ‏حقوق تمام مردم بدون تبعیض دفاع خواهم کرد. ‏

اما و هزار اما وقتی به مجلس رفتم پس از مدتی کوتاه سیر حوادث به گونه ای بود که امکان دفاع از حقوق شرعی ‏و قانونی نمایندگان مجلس نیز برای من و امثال من وجود نداشت تا چه رسد به بهاییان و دیگران. به عبارت دیگر ‏من به عنوان نماینده مردم از حقوق خودم نمی¬توانستم دفاع کنم. وقتی نماینده مجلس به خاطر نطق خود در مجلس ‏بوسیله نمایندگان دیگر کتک می¬خورد دیگر چگونه می¬تواند از حقوق دیگران دفاع کند؟ امروز پس از 30 سال از ‏انقلاب حتی برگزاری مراسم یابود برای نخست وزیر اولین دولت انقلابی و مسلمان راست کرداری چون مهندس ‏بازر گان و دکتر سحابی و یا بالاتر اقامه مراسم خالص مذهبی نماز فطر و قربان و جمعه با منع مواجه است. ‏حساب دیگران روشن است. ‏ 

http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11678.php

پنجشنبه 1 اسفند ماه سال 1387

(02.11.09) (23.11.87)

آخرین خبرها از ایران

در تاریخ ۶ آبان ۱٣۸۷، خانم مهنوش دهقان، دانشجوی بهائی در رشتۀ مهندسی راه و ساختمان، یکماه بعد از شروع پنجمین ترم خود و به علت اعتقاد به دین بهائی، از دانشگاه خصوصی کرمان اخراج شد. ۷٥ دانشجوی آن دانشگاه نامه ای در اعتراض به محرمیت خانم دهقان از تحصیل امضاء نمودند. در این نامه دانشجویان خواستار احقاء حق ادامۀ تحصیل دانشجوی بهائی شدند و از مقامات دانشگاه توضیح خواستند که بر مبنای چه قانونی وی را از حق تحصیل محروم نمودند. حال گزارش میشود که یکی از دانشجویان بسیجی دانشگاه نامه ای ارعاب آمیز به امضاءکنندگان نامۀ حمایت از دانشجویان بهائی نوشت و به آنها اخطار داد که از حمایت بهائیان دست بردارند و به آنان خاطرنشان کرد که قرآن دوستی با غیر مسلمانان را حرام نموده است. در جواب به این نامه، یکی از دانشجویان هم دانشگاهی خانم دهقان (که بهائی نیست) نامه ای با عنوان «جوابیه»، در مورد ارعاب دانشجویان از طرف دانشجوی بسیجی، به مقامات دانشگاه ارائه داد. وی از دانشجوی بسیجی درخواست نمود که نشان دهد در کجای قرآن نوشته شده که گروه بخصوصی باید از حق تحصیل محروم گردند. او همچنین عواقب نامطلوب نظر غیر منصفانۀ دانشجوی بسیجی را نسبت به خانم دهقان به او گوشزد کرد و از آن دانشجوی بسیجی دعوت نمود که در یک برنامۀ عمومی در این مورد با وی به مباحثه بپردازد.

http://news.persian-bahai33.org/2009020909

سه شنبه 29 بهمن ماه سال 1387

برافروختگى کنگره آمریکا به خاطر نقض حقوق بشر؟! (خبر ویژه)

در ادامه حمایت محافل سیاسی غربی از عناصر وابسته به حزب صهیونیستی بهائیت، پیش نویس قطعنامه حمایت از این حزب استعماری به کنگره آمریکا ارائه شد.

به گزارش منابع خبری، گروهی از اعضای مجلس نمایندگان در متن این قطعنامه پیشنهادی ایران را به نقض حقوق بشر محکوم کرده و از رئیس جمهور و وزیر خارجه خواسته اند دولت ایران را محکوم کند. تهیه کنندگان پیش نویس مشخصا خواستار آزادی 7 جاسوس بهایی شده اند که چند ماه پیش به همت دستگاه های اطلاعاتی کشور دستگیر شدند.

تهیه کنندگان این قطعنامه همچنین نوشته اند: کوشش های شیرین عبادی وکیل بهائیان دستگیرشده به جایی نرسیده است.

کنگره آمریکا در طول 22روز جنایت سبعانه رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان در غزه حتی یک بیانیه دعوت به پرهیز از ادامه جنایت صادر نکرد.

طی چند ماه گذشته تحرکات سیاسی مشابهی در انگلیس به حمایت از عناصر دستگیر شده بهایی در جریان بود که شدت این تحرکات به تنهایی از نگرانی آمریکا و انگلیس نسبت به لو رفتن برخی تحرکات جاسوسی حکایت می کند. سردمداران حزب صهیونیستی بهائیت پیش از انقلاب با نفوذ به ارکان اصلی حکومت پهلوی، اقتصاد و سیاست و ارتش و ساواک و رسانه های ایران را در قبضه داشتند. مقر این فرقه در فلسطین اشغالی قرار دارد و سران آن مستقیما با رژیم صهیونیستی در تماس هستند.

انکار نبوت، امامت و مهدویت و ترویج سکولاریسم و اباحی گری فکری و اخلاقی از جمله مبانی فعالیت حزب بهائیت است.

سه شنبه 29 بهمن ماه سال 1387

واکنش سریع بین المللى نسبت به خبر محاکمۀ احتمالى بهائیان در ایران

(02.15.09) (27.11.87)

نیویورک
سرویس خبرى جامعۀ جهانى بهائى
۱۵ فوریه ٢٠٠٨ (۲۷ بهمن ١٣٨٧)

خبر محاکمۀ احتمالى هفت نفر از رهبران جامعۀ بهائى ایران در آینده‌اى نزدیک به اتهام جاسوسى و جرائم دیگر با واکنش سریع بین المللى مواجه شد و دولت ها، رهبران سیاسى و نهادهاى مدافع حقوق بشر از چنین اقدامى به شدت انتقاد کردند. بسیارى خواستار آزادى فورى بهائیان شدند.

این گروه هفت نفره از بهار گذشته زندانى هستند. تا به حال هیچ اتهام رسمى علیه آنها اعلام نشده اما روز چهارشنبه گذشته خبرگزارى ایسنا گزارش داد که این افراد به «جاسوسى براى اسرائیل، توهین به مقدسات [اسلامى] و تبلیغ علیه نظام» متهم شده‌اند. این افراد تا کنون به وکیل‌شان شیرین عبادى، برندۀ جایزه نوبل، دسترسى نداشته اند.

در ایالات متحده، وزارت امور خارجه «تصمیم حکومت ایران به طرح اتهام بى پایه جاسوسى علیه هفت نفر از رهبران جامعه بهائى» را محکوم کرد.

رابرت وود، سخنگوى وزارت امور خارجه گفت: «مقامات ایرانى این افراد را بیش از نه ماه بدون دسترسى به مشاورین حقوقى و یا ارائه کمترین سندى علیه آنها در زندان نگه داشته اند. اتهامات گزارش شده در رسانه‌هاى ایرانى و بین المللى بخشى از آزار مداوم بهائیان در ایران است.»

در لندن، سازمان عفو بین الملل در بیانیه‌اى پیشنهاد یک «اقدام عاجل» در دفاع از این هفت نفر را مطرح کرد و خواستار «آزادى فورى و بدون قید و شرط» آنها شد.

در کانادا ایروین کتلر، نماینده مجلس و وزیر پیشین دادگسترى، ضمن سخنانى در مجلس عوام این کشور از محاکمه این افراد ابراز نگرانى کرد و گفت این محاکمات ممکن است به حکم اعدام این هفت بهائى منجر شود. وى اتهامات وارده را «مجعول» خواند.

آقاى کتلر گفت: «آزار مداوم و روشمند اقلیت بهائى در ایران این هفته بار دیگر در قالب اتهام جاسوسى به هفت عضو هیأت’یاران ایران‘، که نزدیک به یک سال است در زندان معروف اوین بازداشت هستند، به نمایش گذاشته شد. روز چهارشنبه این افراد به جاسوسى براى اسرائیل، توهین به اسلام و تبلیغ بر علیه حلومت متهم شدند.»

در آلمان دکتر پیتر رامزائوئر، نماینده مجلس و رهبر حزب سوسیال مسیحى از «نگرانى عمیق» در بارۀ سرنوشت این هفت نفر صحبت کرد. وى گفت: «حداقل خواستِ ما براى یک محاکمۀ عادلانه دسترسى کاملا آزادنه شیرین عبادى، برنده جایزه نوبل و وکیل مدافع این افراد، به آنها و علنى بودن محاکمه آنهاست.»

کمیسیون آزادى جهانى ادیان در ایالات متحده در بیانیه‌اى نوشت: «بسیار نومید کننده است که حکومت ایران نشان داده حاضر است به هر عنوانى، هرقدر هم بى اساس، کسانى را که باورهاى دینى شان با آنچه دولت مى خواهد متفاوت است مورد آزار و زندان قرار دهد.»

در این بیانیه فلیس دِگائر، رئیس کمیسیون، مى گوید: «در این پرونده روال قانونى مندرج در عهدنامه بین المللى حقوق سیاسى و مدنى، که ایران نیز از امضاکنندگان آن است، رعایت نشده است.»

در گزارش هفتۀ گذشته خبرگزارى ایسنا اسامى متهمان مشخص نشده است اما تصور مى شود اشاره آن به خانم فریبا کمال آبادى، آقاى جمالالدین خانجانى، آقاى عفیف نعیمى، آقاى سعید رضائى، خانم مهوش ثابت، آقاى بهروز توکلى و آقاى وحید تیزفهم است.

این افراد اعضاى یک هیأت غیر رسمى معروف به «یاران» هستند -که با اطلاع حکومت ایران- چندین سال پیش، بعد از ممنوعیت تشکیلات انتخابى بهائیان در سال ۱۹۸۳(۱۳۶۲) ، براى رسیدگى به امور اولیۀ جامعۀ سیصدهزار نفره بهائیان ایران تشکیل شد.

یک سخنگوى جامعۀ جهانى بهائى هفتۀ گذشته با قاطعیت اعلام کرد که این هفت نفر از هر نوع اتهامى مبرا هستند و تنها دلیل بازداشت آنان اعتقادات مذهبى‌شان است.

دیان علائى، نمایندۀ جامعۀ جهانى بهائى در دفترسازمان ملل متحد در ژنو، گفت: «این اتهامات بى پایه‌اند و حکومت هم این را مى داند. هفت بهائى زندانى در تهران باید بلافاصله آزاد شوند.»

سازمان عفو بین الملل در درخواست روز پنجشنبه گذشته براى یک ’اقدام عاجل‘ نوشت «معتقد است این اتهامات انگیزه سیاسى دارند و دستگیرشدگان زندانیان عقیدتى هستند که صرفا به خاطر باورهاى وجدانى یا اقدامات صلح آمیزشان به نمایندگى از جامعه بهائى در اسارت اند.» و افزود «چنانچه این افراد محکوم شوند ممکن است با زندان هاى طولانى و یا حتى اعدام مواجه شوند.»

گروه‌هاى دیگر مدافع حقوق بشر و سازمان هاى غیر دولتى نیز بیانیه هاى مشابهى صادر کردند.

در نیویورک «خانه آزادى» بیانیه اى در محکومیت ایران در صورت برگزارى محاکمه‌اى براى این هفت نفر صادر کرد و نوشت: «این پنج مرد و دو زن باید، همراه با ده‌ ها بهائى دیگرى که به خاطر استفاده از حقِ بشرىِ آزادى عقیده در زندان هستند، بلافاصله آزاد شوند.»

مؤسسه دین و سیاست عمومى، که در واشنگتن مستقر است این اتهامات را «پوچ» خواند. آقاى جوزف گیریه بوسکى، رئیس این مؤسسه، گفت: «بازداشت رهبران ارشد جامعۀ بهائى حرکت دیگرى براى ترساندن و از میان بردن پیروان این آئین است. ایران بخصوص در زمینه حرمت به حق عبادت براى غیر شیعیان پرونده‌اى خراب دارد و ما از آنها مى خواهیم که این اتهامات را پس بگیرند و زندانیان را آزاد کنند.»

http://news.persian-bahai33.org/story/63

دوشنبه 28 بهمن ماه سال 1387

87/11/27 - 19:13

شماره:8711271271

دادستان کل کشور در نامه‌ای به وزیر اطلاعات:

فعالیتهای فرقه ضاله بهائیت غیر قانونی و ممنوع است

خبرگزاری فارس: دادستان کل کشور گفت: فعالیتهای تشکیلات فرقه ضاله بهائیت در تمامی رده‌ها و نیز هر نوع تشکیلات جایگزین آن غیر قانونی و ممنوع است.

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی طی نامه ای خطاب به غلامحسین محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات با اشاره به اصل بیستم قانون اساسی مبنی بر حقوق شهروندی همه افراد ملت و نیز اصل بیست و سوم قانون اساسی مبنی بر آزادی افراد برای داشتن هر عقیده ای اظهار داشت : " داشتن یک عقیده و مرام،آزاد ولی اعلان و ابراز آن به منظور تحریف افکار دیگران،جریان سازی و یا تبلیغ و تظاهر به قصد اغواگری و تشویش اذهان دیگران و عناوین مشابه مجاز نخواهد بود ".
دادستان کل کشور در ادامه تاکید کرد: اساسا " اشخاص حقیقی و حقوقی رسمیت داده شده در قانون اساسی و قوانین عادی در فعالیتهای موصوف آزادی عمل دارند اما مبادرت به هر گونه فعالیتی چه در قالب فردی،جمعی یا تشکیلاتی،اگر امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور را در معرض مخاطره قرار دهد،بدیهی است که حاکمیت از اقتدار خود در جهت تامین مصالح عمومی و منافع ملی استفاده خواهد نمود و برخورد مقتضی را با خاطیان خواهد داشت ".
وی سپس با اشاره به کارنامه و پیشینه شبکه و تشکیلات سیاسی - اطلاعاتی فرقه ضاله بهائیت و همچنین وجود مرکزیت آن در سرزمینهای اشغالی فلسطین گفته‌اند: " مستندات،امارات و قرائن به دست آمده حاکی از آن است که تشکیلات مذبور با دشمنان خارجی ملت ایران در ارتباط مستقیم بوده، دارای پیوندهای دیرینه و مستحکمی با رژیم صهیونستی است و در ایران نیز به جمع آوری اطلاعات و فعالیتهای نفوذی و تخریب پایگاههای اعتقادی مردم مبادرت می نمایند ".
وی در پایان با تاکید بر دستورات پیشین دادستان وقت کل کشور و ریاست وقت قوه قضائیه در سال 1362،دال بر ممنوعیت هرگونه فعالیت تشکیلاتی جریان مذکور اعلان داشته است: "تشکیلات فرقه ضاله بهائیت در تمامی رده ها غیر قانونی و غیر رسمی بوده و وابستگی آنها به اسرائیل و ضدیت آنها با اسلام و نظام اسلامی محرز و خطر آنها برای امنیت ملی مدلل و مستند است و لازم است با هر نوع تشکیلات جایگزین نیز که در حکم بدل از اصل عمل نمایند، طبق مقررات برخورد شود ".
سران تشکیلات غیر قانونی فرقه بهائیت توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده و پرونده آنان در حال رسیدگی در دستگاه قضائی است و با دستور دادستان محترم کل کشور برخورد قاطع با عناصر تشکیلات، تا انهدام کامل آن ادامه خواهد داشت.

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8711271271